طبیعت گردی

گشتی در سرزمین سرخدار ایران، روستای سیاه‌ رودبار گلستان

فهرست مطالب

محال است روستای سیاه‌ رودبار با بافت بسیار قدیمی و صدای گله‌های گوسفند، بز و منظره کوه‌های عظیم سراسر پوشیده از جنگلش، حس «زندگی یعنی همین» را بر قلب و زبانتان جاری نکند. امروز با من در نابرو همراه باشید تا بیشتر با این روستا از دیدنی های گلستان آشنا شویم.

چگونه به روستای سیاه‌ رودبار برویم؟

روستای سیاه‌ رودبار از توابع شهرستان علی‌آبادکتول در استان گلستان است. برای رسیدن به این روستا در شهرستان علی‌آباد سراغ «دهنه‌ زرین‌گل» را بگیرید و وارد جاده فرعی شوید. این جاده شما را به روستاهای ییلاقی گلستان می‌برد.

روستاهایی که در پیچ‌و‌تاب کوهستان جای گرفته‌اند و چشم اندازی زیبا از کوه و جنگل را جلوی چشمانتان به نمایش می‌گذارند. هرچه جلوتر می‌روید جاده پرپیچ‌وخم‌تر و زیباتر می‌شود. در بسیاری از نقاط جاده درختان جنگلی از دو طرف به هم رسیده‌اند و دالان‌هایی زیبا در مسیر ساخته‌اند.

کمی که در این جاده‌ جنگلی و فرح‌بخش پیش بروید، به دوراهی می‌رسید که سمت راست به روستا افراتخته و سمت چپ به روستا میان‌رستاق می‌رسد.

جاذبه های روستای سیاه‌ رودبار گلستان

برای رسیدن به روستای سیاه‌‌ رودبار باید از روستا «میان‌‌رستاق» بگذرید و دوباره در مسیری کوهستانی و بسیار پرپیچ‌وخم حرکت کنید تا کم‌کم به جایی برسید که درختان جنگلی کمتر و روستای سیاه‌ رودبار کوچک در سمت راست جاده نمایان می‌شود.

رودخانه روستای سیاه‌ رودبار در تمام سال پوشیده از خزه‌هایی به رنگ سبز تیره است. طوری‌که وقتی از دور به سطح آن رودخانه نگاه کنید، رنگ آن سیاه به نظر می‌رسد. ازاین‌رو اینجا را سیاه‌رودبار نامیده‌اند.

سیاه رودبار

گردشگری در روستای سیاه‌ رودبار

این روستا از آن مکان‌هایی است که باید هم بهارش را دید هم تابستان، هم پاییز به قصد دیدنش راهی شد و هم در سرمای زمستان به آنجا رفت. بهارش پر از شکوفه و عطر شالیزار است. تابستان آنجا با آن همه جنگل‌های انبوه چیزی از بهشت کم ندارد.


اما محصولات طبیعی و گیاهی هم در سیاه‌رودبار فراوان است. مثل تمام این منطقه، سیاه‌رودبار هم برنج دارد. انواع گیاهان دارویی در این روستا فراوان است؛ اما محصول طبیعی و متفاوتی در سیاه‌رودبار وجود دارد، به‌نام عسل نمدار که از درختی جنگلی به اسم نمدار استخراج می‌شود.

پاییزش از آن پاییزهای هزاررنگ است که جان می‌دهد برای قدم زدن و شاعر شدن. زمستانش از آن جور زمستان‌ها است که دوست‌دارید پاهایتان را ببرید زیر کرسی‌های خانه‌ مادربزرگ‌ و چای گرم بنوشید و گل‌بگویید و گل‌بشنوید تا شادی لحظه‌هایتان تمام جنگل را فراگیرد.

سیاه رودبار

من در یک روز پاییزی به سیاه‌‌رودبار رفتم. هرچه از پاییز می‌شناسیم آن بالا، پشت آن پیچ‌و‍‌خم‌ها هزار برابرش جریان دارد. جاده‌هایی که کل مسیر زرد، قرمز و نارنجی شده‌اند. دل انسان می‌خواهد ساعت‌ها در سکوت فقط قدم بزند و به این همه تنوع رنگ در برگ‌های درختان جنگل‌های هیرکانی خیره بماند.

خانه‌های روستای سیاه رودبار

خانه‌های روستا هم مثل خیلی از روستاهای دیگر امروزه با مصالح جدید ساخته می‌شوند؛ اما یک خانه بزرگ همچنان در سیاه‌رودبار وجود دارد که بازمانده‌ ساخت‌‌های گلی و خشتی است. از آن خانه‌هایی که انگار دیوارهایش هم با آدم حرف می‌زنند.

سیاه رودبار

اگر به روستای سیاه‌ رودبار بروید، حتما شما را به دیدن خانه‌هایی که در آن‌ زنان صنایع دستی می‌بافند، می‌برند. صنایع دستی زنان در این روستا از آن چیزی که همواره دیده بودم متنوع‌تر و زیباتر بود. ساخت صنایع دستی در اینجا انگار از شکل یک سرگرمی زنانه که عصرها بعد از فراغت از کارهای روزانه انجام می‌شده، درآمده و خیلی جدی‌تر به سمت اشتغال و درآمد رفته ‌است.

این‌را با رفتن به درون این خانه‌ها می‌شد کاملا حس کرد. در بسیاری از خانه‌ها در روستای سیاه‌ رودبار، چرخ‌های بزرگ نخ‌ریسی وجود دارند که زن‌ها با آن انواع دست‌سازهای نخی، مانند حوله، دستمال و پارچه‌های آشپزخانه می‌بافند. این حوله‌های نخی جذب آب بالایی دارند و به‌خاطر طبیعی بودن بسیار نرم و باکیفیت هستند.

روستای سیاه‌ رودبار گلستان

رسوم جالب روستای سیاه رودبار

مردم در اینجا رسم دارند که این حوله‌ها و دستمال‌های کوچک نخی را در عروسی‌ها، به میهمانان هدیه بدهند.

عروسک‌سازی بعد از این حوله و دستمال‌ها بیشترین دست‌سازی است که زنان در این روستا می‌سازند. آن‌ها عروسک‌ها را در سایزهای مختلف می‌سازند. خودم عروسک‌های دست‌سازی به بزرگی عروسک‌های آن‌ها تابه‌حال در جایی ندیده بودم. در واقع شاید باورتان نشود که این عروسک‌های بزرگ، ساخته‌ دست هستند.

نوع دیگری از عروسک‌ها کوچک‌تر هستند و قبلا با چوب درخت سرخدار ساخته می‌شدند؛ اما از وقتی که بحث حفاظت از سرخدار به‌طور جدی مطرح شد، زنان این عروسک‌ها را با چوب‌های دیگری می‌سازند و اسم آن‌ها را «سرخدال» گذاشته‌اند.

سیاه رودبار

سرخدال یک نماد است. سرخ نماد سرخدار است و دال همان عروسک است در انگلیسی و به‌طور تلویحی اشاره دارد به اینکه ما سرخدار را دیگر برای ساخت عروسک قطع نمی‌کنیم. آن‌ها به‌خاطر عشق به سرخدار به عروسک‌هایشان سرخدال می‌گویند.

عروسک‌های آن‌ها اکثرا لباس محلی زنان همان منطقه را بر تن دارند. آن‌ها بهترین سوغاتی و یادگار از آن منطقه هستند که می‌توانید خریده و با خود ببرید و همیشه با دیدن آن به یاد سیاه‌رودبار باشید.

شکم‌گردی در روستای سیاه رودبار

اما محصولات طبیعی و گیاهی هم در سیاه‌رودبار فراوان است. مثل تمام این منطقه، سیاه‌رودبار هم برنج دارد. انواع گیاهان دارویی در این روستا فراوان است؛ اما محصول طبیعی و متفاوتی در سیاه‌رودبار وجود دارد، به‌نام عسل نمدار که از درختی جنگلی به اسم نمدار استخراج می‌شود. عسل نمدار، عسل جنگلی است و مزه آن کمی به تلخی می‌زند و خواص دارویی و درمانی بی‌شماری دارد. این عسل از محصولات اصلی روستای سیاه‌ رودبار است که در خانه‌های اکثر مردم روستا برای فروش یافت می‌شود.

روستای سیاه‌ رودبار گلستان

از طرفی جاذبه بزرگ گردشگری در این روستا همان جنگل‌های انبوهش است. جنگل‌هایی که در تمام سال دیدنی و زیبا هستند. سیاه‌رودبار چون در پیچ‌و‌تاب کوهستان واقع شده، جنگل‌های انبوه‌تری دارد. لذت جنگل‌نوردی در این روستا و دیدن درختان بلوط، انجیلی و افرا را هرگز فراموش نخواهید کرد؛ اما جنگل‌های این منطقه درخت دیگری هم دارد به اسم سرخدار که هیچ کجای ایران نیست.

اینجا روستایی پر از زیبایی، اصالت، سنت و حرف است؛ اما اتفاقی که این اواخر بیشتر آن‌را بر سر زبان‌ها انداخته و گردشگران زیادی را به سمت آن کشیده «سرخدار» است. امروزه روستای سیاه‌ رودبار بیشتر به سرخدارش معروف است. درخت سوزنی‌برگی که در تمام سال سرسبز است، درخت متفاوت، با ارزش و با شکوه جنگل‌های هیرکانی که خواهان فراوانی دارد.

سیاه رودبار

سرخدار، نماد روستای سیاه‌ رودبار

چند سالی است که در ابتدای روستا تعداد زیادی اقامتگاه بومگردی احداث شده است؛ اما اقامتگاه بومگردی سرخدار با تابلوی بزرگش از همه بیشتر خودنمایی می‌کند. اسم تمام کوچه‌های روستا «سرخدار» است و فقط اعداد فرق می‌کند. این مساله نشان دهنده ارتباط تنگاتنگی است که سرخدار با مردم این روستا دارد.

کلمه‌ «دار» در زبان محلی به معنای درخت است و سرخدار یعنی درختی که سرخ است. رنگ قرمز سرخدار از بیرون نمایان نیست؛ اما اگر کمی از پوستش را بخراشیم یا به شاخه‌ای قطع شده با دقت نگاه کنیم، می‌بینیم که درون ساقه و مغز سرخدار کاملا سرخرنگ هستند. چوب این درخت به‌قدری زیبا است که در بین درختان حکم طلا را دارد.

روستای سیاه‌ رودبار گلستان

روستای سیاه‌ رودبار و گردشگری سرخدار مدار

سرخدار به تنهایی حرف‌های زیادی برای شنیدن دارد. این حرف‌ها را «فرهاد مسعودی» جنگلبان دلسوز منطقه برایتان تعریف می‌کند و بسیار شنیدنی است.

پیشنهاد می‌کنم حتما به این روستا بروید و پای صحبت‌های این جنگلبان در مورد سرخدار بنشینید تا سرخدار را خوب بشناسید. در اروپا از سرخدار به‌عنوان یک درخت با ارزش محافظت می‌کنند و با آن داروی ضدسرطان می‌سازند. جنگلبان با تاسف می‌گوید که در ایران سرخدار قطع می‌شود و با آن عامل سرطان یعنی قلیان ساخته می‌شود.

فرهاد مسعودی و عده‌ای از دوستانش وقتی متوجه می‌شوند که مردم محلی به‌خاطر فقر و نبود منبع درآمد، سرخدار را قطع می‌کنند، به فکر می‌افتند. آن‌ها متوجه می‌شوند که این قاچاقچیان حتی بعد از دستگیری و رهایی از زندان، بازهم سرخدار را قطع می‌کنند و وقتی علت را از آن‌ها می‌پرسند به عامل فقر می‌رسند.

روستای سیاه‌ رودبار گلستان

آن‌ها راه‌حل را در ایجاد منبع درآمد برای روستاییان می‌بینند و به مردم قول می‌دهند که برای روستاییان محل درآمدی ایجاد کنند و آن‌ها هم قول می‌دهند تا دیگر سرخدار را قطع نکنند.

آن‌ها راه ایجاد درآمدزایی برای مردم محلی را در گردشگری یافتند. راه حفظ سرخدار را در آگاهی دادن دانستند. آن‌ها معتقد بودند اگر همه افراد چه محلی‌ها و چه سایر مردم بدانند سرخدار تا چه انداز با اهمیت است، دیگر آن را قطع نمی‌کنند یا حداقل قلیان سرخدار نمی‌خرند.

تورهای سرخدار در روستای سیاه رودبار

آن‌ها اکنون با همکاری با گروه‌های گردشگری، تورهای سرخدار برگزار می‌کنند. مردم در قالب تورهای گردشگری به روستای سیاه‌ رودبار می‌روند. پای صحبت‌های تکان دهنده‌ فرهاد مسعودی می‌نشینند و پس از آگاهی از اهمیت سرخدار و با تشویق ایشان با انتشار هشتگ «من هم یک سرخدارم» در فضای مجازی با فرهاد هم‌صدا می‌شوند.

سیاه رودبار

مردم در این گردش‌ها در اقامتگاه‌های بومگردی اقامت می‌کنند و برای صبحانه شیر، کره، پنیر و خامه محلی و خوشمزه روستا را میل می‌کنند. برای ناهار دستپخت سنتی زنان روستا را می‌خرند. به درون خانه‌هایی که صنایع دستی می‌فروشند، می‌روند و دستمال و حوله‌های نخی یا عروسک‌های زیبای آن‌ها را می‌خرند.

به این ترتیب گردشگری پایداری در این منطقه ایجاد کرده‌اند که باعث درآمدزایی برای مردم محلی شده است. مردم دیگر سرخدار را برای ساخت قلیان یا عروسک و قاشق چوبی قطع نمی‌کنند.

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

  1. امشب فرصتی دست داد و این مطالب را خواندم. فقط می توانم بگویم خوشحالم.. خیلی….
    وقتی به تمامی عذابهایی که در این مدت کشیدیم فکر می کنم و به این مطالب ، آرامشی دست می دهد که برای لحظاتی می تواند تسکین دهنده باشد. مهم نیست چند نفر این مطلب را می خوانند ، مهم این است که حتی یک نفر هم ، توانسته است در کنار سایر علاقمندان به ارزشهای این کشور ، موضوع را درک کرده و به تصویر بکشد. این سطح از ادراک قابل تحسین است و ورودتان را به جمع خانواده سرخدار تبریک و خوشامد می گویم. درود به خانم اسکندری بابت قلم زیبایشان و تمامی اهالی نابرو برای زحماتی که می کشند. موفق و پیروز باشید..

    دوستدار شما ، جنگلبان فرهاد مسعودی

    #من_هم_یک_سرخدارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن