تاریخ و تمدن

گشتی در مجموعه پاسارگاد شیراز؛ تاریخ به روایت هخامنش

فهرست مطالب

پاسارگاد برای خیلی از ما ایرانیان نمادی از صلابت و شکوه گذشته‌ ایران زمین است. برای خیلی از ما مقبره‌ کوروش معنایی از دادخواهی، سادگی و ابهت دارد؛ اما چرا چنین حس و تفکری در ما جاری است؟ با من در نابرو همراه باشید تا به گشت‌و‌گذاری در محوطه‌ باستانی پاسارگاد از جاهای دیدنی شیراز برویم و به پاسخ این سوال دست پیدا کنیم.

سفر به استان فارس و دیدار از پاسارگاد

برای یافتن چرایی این سوال باید به سرزمین فارس سفر کرد. پاسارگاد در 82  کیلومتری تخت جمشید و در 130 کیلومتری شیراز قرار دارد. مکانی در دشت مرغاب و در شهرستان پاسارگاد را جستجو می‌کنیم. در 21 کیلومتری سعادت شهر -مرکز شهرستان پاسارگاد- جاده‌‌ای فرعی به طول چهار کیلومتر به چشم می‌خورد که به عمق تاریخ راه دارد.

پاسارگاد

اینجا در دامنه کوه‌های با صلابت زاگرس، سرزمینی قرار گرفته که قدمتش به دوران پارینه سنگی می‌رسد. جایی که دودمان پرصلابت هخامنشی در آن پایه‌گذاری شده و به‌عنوان نخستین پایتخت یکی از نخستین امپراتوری‌های بزرگ و قدرتمند جهان شناخته می‌شود. شما در محوطه‌ باستانی پاسارگاد می‌توانید آثار فاخر و نایابی را ببینید که به نوبه‌ خود نوعی شاهکار محسوب می‌شوند.

نحوه شکل‌گیری پاسارگاد

کوروش در 32 سالگی به پیشوایی پارسیان برگزیده شد و ناچار برای جنگ با پادشاه ماد که سد راه اهدافش شده بود، آماده گشت. نخستین اندیشه‌ او گردآوری همه‌ ایرانیان در زیر یک پرچم واحد بود. بنابراین کوروش که ناگزیر بود سپاهیان پارسی را برای جنگ با لشکریان ماد آماده کند، پایگاهی در دشت پهناوری در شمال پارس برایشان ساخت، تا به تدریج لشکرش را سروسامان دهد و به دشمنانش بتازد.


ترکیب رنگ سنگ‌هایی که در ساخت این کاخ به‌کار رفته در زمان خود بدیع بوده است. سنگ‌هایی از سه جنس و رنگ سفید مرمر، آهکی سیاه و ماسه‌ای کبود رنگ که در بخش پایه ستون‌ها و کف ایوان‌ها استفاده شده است.

بناهای پاسارگارد را می‌توان به چهار دسته‌ کلی تقسیم کرد.

1- تخت یا دژ که در شمال دشت پاسارگاد واقع شده است.

2- نیایشگاه که در غرب دژ واقع شده است.

3- کاخ‌های شاهنشاهی که در میانه‌ محوطه وجود دارند.

4- آرامگاه کوروش که در پایین و جنوب دشت پاسارگاد قرار گرفته است.

پاسارگاد

ساخت‌وساز پاسارگاد

بر اساس کاوش‌های باستان‌شناسان، چنین به نظر می‌رسد که از این چهار دسته، کاخ‌ها و دو سکوی نیایشگاه در آغاز ساخته شده بودند و پس از آن مشغول ساخت تخت یا دژ شده‌اند؛ اما پیش از پایان آن یا به‌دلیل مرگ کوروش یا انتقال پایتخت به شوش، بابل و سپس تخت جمشید نیمه کاره رها شد. آرامگاه کوروش را هم در واپسین سال‌های فرمانروایی وی به دستور خودش، احداث کرده‌اند.

قبل از رفتن به پاسارگاد این نکته را باید بدانید که رفتن به این منطقه – همانند تخت جمشید- به پیاده‌روی‌های طولانی نیاز دارد. البته پیاده‌روی‌ میان خرابه‌های تاریخ لذت خاص خودش را دارد. تقریبا در انتهای جاده‌ منتهی به مجموعه، می‌توان مقبره‌ ساده؛ اما پر ابهت کوروش را دید که خودنمایی می‌کند.

در واقع ورود به محوطه‌ باستانی پاسارگاد، با مقبره‌ کوروش آغاز می‌شود که در جنوبی‌ترین نقطه‌ مجموعه قرار دارد. ابتدای ورود و بعد از تهیه بلیت، نقشه‌ کلی مجموعه‌ وسیع پاسارگاد و بناهای قابل بازدید آن در معرض دید عموم قرار گرفته است. من هم به همان ترتیب به معرفی آن‌ها می‌پردازم.

به‌طور کلی بناهای قابل بازدید مجموعه تاریخی پاسارگاد شامل آرامگاه کوروش بزرگ، کاروانسرای مظفری، کاخ اختصاصی، کاخ بارعام، مجموعه باغ ایرانی (پردیس)، کاخ دروازه، برج سنگی، تل تخت و محوطه مقدس می‌شود. در ادامه تمامی قسمت‌های پاسارگاد را برایتان توصیف می‌کنم.

1- آرامگاه کوروش

همه‌ ما پاسارگاد را با آرامگاه کوروش به‌یاد می‌آوریم و تمام این راه طولانی را برای دیدن آن طی می‌کنیم. بنایی به قدمت 25 قرن که در عین سادگی، شکوه و وقار را به ذهن می‌آورد. این مقبره که بخش جنوبی مجموعه قرار دارد، به مقبره‌ کوروش منتسب و معروف گشت. بنایی که بنا به روایاتی طراح آن خود شخص کوروش بوده و با دستور مستقیم وی ساخته شده است.

آرامگاه کوروش با تخته سنگ‌های سفید خاص و مشهور منطقه‌ پاسارگاد، بدون هیچ‌گونه ملاتی ساخته شده است. سنگ‌ها توسط بست‌های فلزی به هم متصل شده‌اند. این مقبره از دو بخش کلی تشکیل شده است. بخش پلکانی که شامل شش ردیف پله دورتادور آرامگاه است و بخش خزانه که بنای کوچکی با شیروانی از جنس سنگ است.

2- کاروانسرای مظفری

در جوار مقبره‌ کوروش، کاروانسرایی به چشم می‌خورد که بنا به بانی آن شاه شجاع مظفری، کاروانسرای مظفری نامیده شده است. این کاروانسرا که از سنگ‌های سفید موجود از بقایای کاخ‌های تخریب شده‌ پاسارگاد ساخته شده، دارای ایوانی به پهنای 30 متر و اتاق‌های کوچک و بزرگی در اطرافش است. در اطراف این بنا قبرستانی نیز وجود داشته که البته تا زمان پهلوی دوم از آن استفاده می‌شده و در آن اجساد را دفن می‌کردند.

پاسارگاد

3- کاخ اختصاصی

کمی جلوتر که می‌آییم به فضایی با ستون‌های نصف‌ونیمه می‌رسیم که انگار روح تاریخ در میان ستون‌هایش، راهش را گم کرده است. کاخ اختصاصی همان‌گونه که از نامش پیدا است، محل زندگی و اقامتگاه خانواده کوروش کبیر در پاسارگاد بود.

کاخی با یک تالار بزرگ و ایوان‌های شرقی و غربی که در واقع ورودی و خروجی اصلی کاخ بودند. نزدیک ایوان شرقی، سکویی سنگی دیده می‌شود که احتمالا شاه برای تماشای باغ و پردیسش روی آن می‌نشسته و از تماشایش لذت می‌برده است. در گوشه‌های شمالی و جنوبی ایوان غربی کاخ، ظاهرا دو اتاق وجود داشت که البته امروز آثار کمی از آن‌ها باقی مانده است. اما در اضلاع شمالی و جنوبی کاخ هم، بر اساس کاوش‌ها دو ورودی فرعی وجود داشته است.

ترکیب رنگ سنگ‌هایی که در ساخت این کاخ به‌کار رفته در زمان خود بدیع بوده است. سنگ‌هایی از سه جنس و رنگ سفید مرمر، آهکی سیاه و ماسه‌ای کبود رنگ که در بخش پایه ستون‌ها و کف ایوان‌ها استفاده شده است.

در کاخ اختصاصی پاسارگاد علاوه‌بر همه‌ این بدایع، سنگ نوشته‌ای به چشم می‌خورد که بیش از هر چیز به چشم نگارنده آمد. سنگ نوشته‌ای حک شده بر دل سنگ‌های سترگ که بعد از 25 قرن هنوز خوانا است و در ذهنت حک می‌شود. نوشته‌ای با سه زبان باستانی و با این مضمون دیده می‌شود.

«من کوروش شاه هخامنشی‌ام.»

4- کاخ بار عام پاسارگاد

در محور شمال غربی-جنوب شرقی مجموعه، محوطه‌ ویران شده‌ بزرگی قرار دارد که از آن به‌عنوان اولین مقر سازمان ملل یاد می‌کنند. کاخ بارعام، کاخ پذیرایی کوروش در پاسارگاد بود که در آن با میهمانان و مقام‌های سایر ملل دیدار می‌کرد. تمدن‌هایی که تحت سیطره‌ کوروش بزرگ قرار داشتند، در این مکان با او به گفتگو می‌پرداختند. اینکه در حدود 25 قرن پیش و در دورانی که هنوز مدنیت و تمدن فراگیر نبوده، انسانی چنین اندیشه‌ و فکر عمیقی داشته باشد، واقعا جای تعجب دارد.

پاسارگاد

اگر قلمرو امپراطوری هخامنشی را در نظر بگیرید، می‌توانید تصور کنید که در این کاخ و در تالار بزرگ و باشکوه، ملل و تمدن‌های مختلفی تقریبا از تمام نقاط جهان و از تمامی فرهنگ‌ها حضور میافتند، تا با هم به تبادل فرهنگ بپردازند. اثر این تبادل فرهنگ را می‌شود از نقش برجسته‌های حک شده بر ایوان‌های اطراف کاخ –که تقریبا قابل شناسایی هستند- دید. نقش‌هایی که شاید در نظر اول برایمان کاملا تداعی کننده‌ ایران باستان و تخت جمشید باشند؛ اما با کمی دقت می‌توان فهمید که از ملل مختلف وارد فرهنگمان شده‌اند. انسان، عقاب، ماهی و گاو از جمله نقش‌های استفاده شده در این کاخ هستند که از فرهنگ‌های سایر ملل وارد معماری ایران باستان شده‌اند.

فضای کاخ پاسارگاد

کاخ دارای یک تالار بزرگ و باشکوه با هشت ستون بوده که ارتفاعش از ایوان‌های کناری بیشتر بود و از طریق چهار ایوان کناری به کاخ وصل می‌شد. امروزه از هشت ستون تالار فقط یک ستونش باقی مانده که بلندی سقف تالار را نشان می‌دهد.

ایوان های چهارگانه، ستون‌های متعددی داشتند که بیشترینشان 48 ستون در ایوان شمال شرقی بود. هر کدام از درگاه‌ها شکل و شمایل خاصی دارند.

اما مهم‌ترین بخش کاخ بارعام هم یک نوشته است. نوشته‌ای به خط میخی و حک شده روی سنگ که به سه زبان پر استفاده آن روزهای هخامنشی یعنی پارسی، عیلامی و بابلی نقش بسته است. متن نوشته به این صورت است.

«من کوروش شاه هخامنشی‌ام.»

5- مجموعه باغ ایرانی پاسارگاد

مجموعه باغ ایرانی پاسارگاد یکی دیگر از آثار ثبت شده‌ مجموعه‌ پاسارگاد در فهرست میراث جهانی یونسکو است. البته این مجموعه باغ که به نام‌های پردیس پاسارگاد، پردیس کوروش و باغ شاهی پاسارگاد نیز شناخته می‌شود، امروزه وجود ندارد و تنها آثاری از زیر خاک بیرون آمده است. باغی که در واقع الگو و مبنایی برای باغ‌های ایرانی در طول تاریخ بوده است. روایات مختلف می‌گویند، این باغ براساس طرح خود کوروش بنا شد و وجود انواع گیاهان، درختان و پرندگان مختلف آن‌را مانند بهشتی (پردیسی) روی زمین می‌کرد.

این پردیس شامل دو کوشک برای استراحت، درخت‌های گوناگون، گل‌های رنگارنگ و پرندگان می‌شد که همه آن‌ها با سلیقه کوروش کبیر جمع‌آوری شده بودند. آب از جوی‌های سنگی‌ وارد باغ می‌شد. سپس در آب‌نماها و حوضچه‌های چهارگوش سنگی می‌چرخید و باغ را آبیاری می‌کرد.

پاسارگاد

6- کاخ دروازه

کاخ دروازه، همان‌طور که از نامش برمی‌آید ورودی اصلی به پاسارگاد، پایتخت کوروش بود. این کاخ که امروزه فقط بقایایی از آن باقی مانده، ظاهرا شباهت‌های زیادی با دروازه ملل تخت جمشید داشت. این تالار دو درگاه اصلی در جهت شمال غربی و جنوب شرقی داشت. همچنین باستان‌شناسان در کاوش‌های خود در این کاخ توانسته‌اند دو اتاق نگهبانی و دیواری از کاهگل پیدا کنند.

اما مهم‌ترین اثر باقی مانده از این کاخ که در واقع بعد از مقبره‌ کوروش شهرتی جهانی نیز دارد، سنگ‌نگاره‌ «انسان بالدار» است. باید توجه داشت که این تنها سنگ‌نگاره‌ سالم پاسارگاد است. سنگ‌نگاره انسان بالدار میانه کاخ دروازه قرار دارد. این نقش برجسته که جزییات فراوانش در اثر باد و باران از بین رفته، تصویر مردی با ریش و تاجی بر سر را نشان می‌دهد که چهار بال دارد و حالت ایستادنش نوعی سلام یا نیایش مذهبی را به ذهن می‌آورد و روی به مرکز کاخ دارد.

چهار بالی که این نقش برجسته را در میان گرفته‌اند، به صورت جفتی دیده می‌شوند. یک جفت رو به بالا و یک جفت رو به پایین است. لباسی که این انسان بالدار بر تن دارد، لباسی بلند و بی‌آستین است که از گردن تا قوزک پایش را می‌پوشاند. پژوهشگران معتقدند این سنگ‌نگاره نمادی از تمامی ملل تحت سیطره‌ کوروش است. نمادهایی از فرهنگ مللی چون آشور، عیلام و حبشه است.

پاسارگاد

7- برج سنگی

برج سنگی که به نام‌های آرامگاه کمبوجیه یا زندان سلیمان هم معروف است، از بناهای تماشایی مجموعه پاسارگاد بوده که در شمال غربی محوطه قرار گرفته است. بنایی که اکنون به یک دیواره سنگی عمودی به طول 14 متر تبدیل شده و به شدت آسیب دیده است. بنایی که گذر زمان آن‌را در حال فروپاشی قرار داده و قامتش را خم کرده است.

محققان تاریخ ساخت برج سنگی را به نخستین سال‌های تاسیس امپراتوری هخامنشی مربوط می‌دانند و هنوز نوع کاربری آن‌را نمی‌دانند. گروهی آن‌را مدفن کمبوجیه پسر کوروش و جانشین وی دانسته و برخی مقبره همسر کوروش، برخی خزانه و گنج خانه که اسناد مهم در آن نگهداری می‌شد. گروهی آتشکده و نیایشگاه دانسته‌اند.

8- تل تخت

تل تخت یا تختگاه سلطنتی، محل ساخت ارگ سلطنتی پاسارگاد، پایتخت هخامنشی است. این بنا که بالای بلندای تپه‌ای قرار دارد، از تخت سنگ‌های بزرگ ساخته شده که امروزه فقط چند ردیفی از آن باقی مانده است. ساخت آن به دستور و نظارت مستقیم وی آغاز گشت؛ اما ظاهرا پیش از پایان یافتن با مرگ کوروش نیمه تمام باقی می‌ماند و چند سال بعد توسط داریوش بزرگ تکمیل شد. در نهایت زمان حمله‌ یونانی‌ها به غارت می‌رود و به‌صورت پادگان نظامی در می‌آید.

پاسارگاد

9- محوطه مقدس

در شمال‌غربی محوطه و بعداز حدود 1000 متر پیاده‌روی، دو سکو تقریبا دو متری نظر را جلب می‌کند. دو سکو سفید رنگ سنگی که محوطه مقدس را تشکیل می‌دهند. در پهنه‌ دشت وجود این دو سکو که داخلشان خالی است و یکی از آن‌ها چند پله دارد، حس و حال عجیبی را به آدم منتقل می‌کند. باستان‌شناسان این دو سکو را محلی برای انجام آئین‌های مذهبی و مکانی برای ذبح در پیشگاه اهورامزدا یا آناهیتا می‌دانند. 100 متر آن طرف‌تر تپه‌ای قرار دارد که ظاهرا بنایی ساخته شده از سنگ و خشت بوده است.

کلام پایانی از مکانی بی‌پایان

آنچه که اکنون در مجموعه پاسارگاد در نظر آوردم، تنها بخش اندکی از تمدن باشکوه خفته در زیر خروارها خاک این منطقه باستانی است. بازدید از پاسارگاد علاوه‌بر لذت گشت‌وگذار در یک محوطه باستانی و اساطیری، یک وظیفه ملی است؛ چراکه پاسارگاد حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. حرف‌هایی به اندازه‌ خود تاریخ و حرف‌هایی به اندازه‌ شکوه ایران برای روایت کردن دارد. فقط کافی است در میان خرابه‌هایش اندکی مکث کنید تا بتوانید صدایش را بشنوید. صدایی که از بین ستون‌های نصف‌ونیمه و سنگ‌های سخت و خرد شده داستانش را برایمان زمزمه می‌کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن