بازارگردی

بازار سرشور و بازارگردی در محله‌های قدیمی مشهد

فهرست مطالب

شنیده‎اید که می‎گویند: «آب مایه آبادانی است». در شهرهای مذهبی نیز، این اماکن مقدس هستند که حکم آب را پیدا می‎کنند و موجب رونق می‌شوند. اغلب بازارهای معروف، هتل‏ها و مسافرخانه‏ها در خیابان‏های منتهی به حرم‏ها قرار گرفته‏اند. مشهد و حرم امام رضا (ع) نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگرچه در سال‏های اخیر پاساژها و مراکز خرید زیادی در خیابان‏های منتهی به حرم ساخته شده، بازارهای قدیمی همچنان پابرجا هستند و به حیات خود ادامه می‎دهند. در این مقاله از نابرو قصد داریم به معرفی یکی از بازارهای قدیمی شهر مشهد بپردازیم. از محله و بازار سرشور که یکی از دیدنی های مشهد است،خواهیم گفت، بازاری که نامش قصه‏ها دارد و ساکنانش ماجراها!

چرا سرشور؟

شاید برای شما هم جالب است بدانید نامگذاری این بازار بر چه اساسی است. اگر این موضوع را جست‌وجو کنید، به این جواب می‌رسید که وجود کاروانسراها و حمام‏های عمومی دلیل این نامگذاری بوده است. در اغلب سایت‌ها نوشته شده هیئت‏های عزاداری هنگام ورود به مشهد، از حمام‏های این محله استفاده می‌کرده‌اند، سپس برای زیارت به‌سمت حرم می‎رفته‏اند.

ازآنجاکه اینجا نابروست! من نیز همچون شما خوانندگان، از خودم انتظار ندارم با یک جواب ساده قانع شوم. پس سراغ قدیمی‏های بازار می‎روم و می‏پرسم: چرا سرشور؟ چه قصه‏ای پشت این نامگذاری وجود دارد؟ در پاسخ دو روایت متفاوت می‏شنوم که به‌نوعی با حمام در ارتباط است! اما جالب‏تر و منطقی‏تر از آنچه در گوگل یافته‏ام.


بازار سرشور مشکل پارکینگ ندارد. پارکینگ طبقاتی بزرگی ساخته شده که ورودی آن سرشور 27 است. بااین‌حال اگر در اوج شلوغی به مشهد مسافرت کردید، انتظار این را داشته باشید که با نوشته مأیوس‌کننده «ظرفیت تکمیل است» مواجه شوید.

آقای میانسالی به نقل از پدرانش می‏گوید: قدیم، انتهای بازار یک دیوانه‏خانه‏ قرار داشت. کوچه به همین اسم معروف بود. در کوچه دیوانه‌خانه، چشمه‏ای وجود داشت که مردم می‌رفتند آنجا لباس می‎شستند، ظرف می‎شستند و حمام می‎کردند. آنجا گِلی وجود داشته به اسم گِل سرشور، مردم این ماده را روی سرشان می‏گذاشتند و به‌عنوان نوعی ماده شوینده از آن استفاده می‏کردند. به‌خاطر همان چشمه و گِل، اینجا را محله سرشور نامیدند.

اما پیرمرد ملامین‌فروش قصه‏ای دیگر دارد. او که خود را نسل دوم این بازار می‏داند و مغازه را از پدرش به ارث برده، می‏گوید: این محله مسکونی بوده است. انتهای آن چند آب‌انبار وجود داشته. زمان قدیم این‎طور بود که خانم‏ها خجالت می‏کشیدند بگویند می‏رویم حمام، می‏گفتند می‏رویم سرمان را بشوییم. این شد که اینجا به محله سرشور معروف شد.

بعدها این محله تبدیل به بازار میوه‏فروشان و سپس راسته عطاری‏ها شد، اما نامش همچنان سرشور باقی ماند.

بازار سرشور

چه اجناسی در بازار سرشور یافت می‏شود؟

در این بازار سرپوشیده از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می‏شود! از سوپرمارکت‏ها و نانوایی ابتدای بازار که بگذریم، به مغازه‏های کفش و پوشاک و لوازم آرایش می‏رسیم. قهوه‏خانه‏هایی که عبارت چای عربی روی آن خودنمایی می‏کند و دفاتر املاک که باتوجه‌به ساخت‏وساز هتل آپارتمان‏ها در این منطقه، وجودشان دور از ذهن نیست.

مغازه‏های عکاسی و عطاری، چادر و جانماز و نقره‏جات، زرشک و زعفران، همگی در این بازار قرار گرفته‏اند. حتی دفاتر خدمات مسافرتی نیز به چشم می‏خورد. باید بگوییم محله سرشور دنیایی است مختص زائران. دنیایی که فاصله‏اش تا حرم کمتر از ده دقیقه است. گفته می‏شود سرشور، بورس زعفران و نقره‏جات است، اما ترکیب زیبا و جذاب زرشک، آلوچه و نبات را نمی‏توان نادیده گرفت، به‌خصوص که قرمزی‎شان درکنار زردیِ زردچوبه چندبرابر شده باشد.

حال‌وهوای بازار سرشور

اگر قصد خرید نداشته باشید، سرشور و قدم زدن در آن حس‌وحال خوبی ندارد. کاری به کسادی بازار و پایین آمدن قدرت خرید مردم نداریم، بدون شک مواجهه با صحنه‏های این‌چنینی برای هیچ بیننده‏ای خوشایند نیست، اما از آن غم‏انگیزتر قدم زدن در محله‏ای قدیمی است که هیچ اثری از قدمت ندارد. آب‌انبارها و خانه‏های قدیمی را خراب کرده و جایشان هتل و مسافرخانه ساخته‏اند. خانه‏هایی با معماری سنتی که نوعی عتیقه و میراث فرهنگی بوده‏اند، آیا کسی هست بگوید تجاری کردن منطقه به چه قیمتی تمام شده‏؟

مساله این است که بازار سرشور حتی ظاهری مدرن هم ندارد. وجود هتل‏های شیک، کنار مغازه‏هایی که نزدیک به 80 سال عمر دارند و فقط ظاهرشان اندکی بازسازی شده چشم‏نواز است. داربست‏هایی که برای مسقف‌سازی بازار نصب شده‏، آشفتگی بصری ایجاد کرده است. شاید زمانی که پروژه به اتمام برسد، کتیبه‏ها ساخته شوند و بازار نیز سنگ‌فرش شود، اوضاع تغییر کند. اما در حال حاضر بازار سرشور نمی‏تواند محل مناسبی برای کسانی باشد که به بازارگردی علاقه دارند.

هتل‌های خیابان سرشور

کمابیش از میانه خیابان سرشور، تعداد مغازه‏ها به شکل چشمگیری کاهش و تعداد هتل‏ها افزایش می‏یابد. بررسی کامل هتل‏ها و امکاناتشان نیاز به مقاله‏ای جداگانه دارد، اما آنچه جالب است وجود آپارتمان‏های قدیمی است که کارکرد همان هتل‏های شیک و چندطبقه را دارند. در ایام شلوغ ممکن است حتی در آن‌ها هم اتاق خالی یافت نشود.

پارکینگ

بازار سرشور مشکل پارکینگ ندارد. پارکینگ طبقاتی بزرگی ساخته شده که ورودی آن سرشور 27 است. بااین‌حال اگر در اوج شلوغی به مشهد مسافرت کردید، انتظار این را داشته باشید که با نوشته مأیوس‌کننده «ظرفیت تکمیل است» مواجه شوید.

نشانی و نحوه رفتن

از حرم تا ابتدای این بازار حدود پنج دقیقه پیاده راه است. کافی است از در باب‌الجواد خارج شوید، از خیابان رد شوید و تابلو اندرزگو 8 را پیدا کنید. ابتدای بازار سرشور خیابان اندرزگو (خسروی نو) است و انتهای آن خیابان دانش. درواقع حدفاصل این دو می‎شود محله و بازار سرشور. این اولین و ساده‏ترین مسیر است. از کوچه پس‌کوچه‏های خیابان امام رضا نیز راه ورود به سرشور است. بازار سرشور به موازات و درمیان خیابان امام رضا و آخوند خراسانی قرار گرفته است. البته اگر مسافر هستید یا ناآشنا به خیابان‏های اطراف حرم، این مسیر را به‌هیچ‌وجه توصیه نمی‏کنیم.

در انتها باید بگویم محله سرشور اگرچه در حال حاضر زیبایی و شکوه سابق را ندارد، باز برای زائران و مسافران به‌شدت کارراه‌انداز است! اگر در سفر بعدی‏تان قصد اقامت داشتید، فراموش نکنید سری به این محله و بازار بزنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن