فرهنگ و هنر

قطعه‌ هنرمندان بهشت زهرا در تهران؛ مهمان هنرمندان باشیم

فهرست مطالب

شماره‌اش ۸۷ است، اما لازم نیست این را بدانید. اگر از مترو پیاده شوید، به‌محض خروج راننده‌های تاکسی را می‌بینید که با صدایی یکنواخت فریاد می‌کنند: «قطعات قدیم و جدید، شهدا، هنرمندان» اگر هم با ماشین خودتان به زیارت اهل قبور آمده‌اید که راسته آرامگاه‌های خانوادگی را بگیرید و آن‌قدر ادامه بدهید تا تابلوی قطعه هنرمندان بهشت زهرا را ببینید. با ما در نابرو همراه باشید تا به دیدار هنرمندان بهشت زهرا از جاذبه‌های تهران برویم.

جاذبه های قطعه‌ هنرمندان بهشت زهرا در تهران

حال‌وهوای قطعه هنرمندان بهشت زهرا

اینجا تنها قطعه‌ای است که با دیوار محصور شده و به‌محض ورود این حس غریب را به شما می‌دهد که به خانه آشنایی قدیمی به مهمانی آمده‌اید. فضا روشن و سرسبز و زیبا و شاعرانه است؛ از ابتدا با فراز و فرود در سطح زمین ساخته شده که مانند تپه و رودخانه به‌نظر برسد و پلی کوچک و زیبا هم روی جوی آبی ساخته شده است.


گاه سنگ‌مزارهای قطعه هنرمندان بهشت زهرا خود اثری هنری‌اند و می‌توانی ساعت‌ها به تماشایشان بنشینی، چون هنرمند خلاق خود سنگ‌مزارش را در زمان حیاتش طراحی کرده است.

دورتر، آرامگاه‌های خانوادگی قدیمی‌تر قرار دارد و دورتادور مزارها نیمکتهایی برای استراحت به چشم می‌خورد. سازمان آرامستان هم دست به کاری مفید زده و امکان مطالعه بیشتر درباره هنرمندان آرمیده در این قطعه را به این ترتیب فراهم کرده است که بارکد روی سنگ را اسکن می‌کنید و با گوشی‌تان وارد سایت سازمان بهشت زهرا می‌شوید و آنجا می‌توانید شرح آثار و زندگی‌نامه هنرمندی را مطالعه کنید که بر سر مزارش هستید.

قطعه‌ هنرمندان بهشت زهرا

قطعه هنرمندان بهشت زهرا با همه‌جای سرزمین پهناور بهشت زهرا فرق دارد. بیشتر از آرامگاه، به موزه می‌ماند و هیچ‌وقت خلوت نیست؛ گویی همیشه، چه روزهای آخر هفته و تعطیل و چه غیر از آن، مردمی هستند که برای دیدار با هنرمندان در خاک آرمیده به اینجا بیایند؛ از کنار قبرها عبور می‌کنند و نام‌ها را به صدای بلند می‌خوانند و به هم نشان می‌دهند یا یکی‌یکی به هم معرفی می‌کنند.

قطعه‌ هنرمندان بهشت زهرا در تهران

گشت‌وگذار در بهشت زهرا

گاه هم فراموش می‌کنند که به راستی این آرامگاه است و باید فاتحه‌ای هم بخوانند و در عوض با چهره‌های آشنایشان بیش از حد احساس راحتی می‌کنند! البته که اینجا هم بیشتر بازیگران در معرض دید هستند تا پشت‌صحنه‌ای‌ها و نویسنده‌ها و شاعرها.

جاذبه های قطعه‌ هنرمندان بهشت زهرا در تهران

حتی یکی هم بساطی پهن کرده و عکس هنرمندان درگذشته را می‌فروشد؛ لیوان و تی‌شرت و پیکسل منقش به عکس هنرمندان درگذشته، کلاه‌های خاصی که آدم را به یاد تیپ و لباس هنرمندانی خاص می‌اندازد و تابلوهای بزرگ فردین در اطراف مزارش.

بعضی از سنگ‌مزارهای قطعه هنرمندان بهشت زهرا همیشه پر از گل هستند و هیچ‌وقت اطرافشان خلوت نیست. از محمد علی فردین که بگذریم، یکی از شلوغ‌ترین‌ها مزار مرتضی پاشایی است.

محمد علی فردین در بهشت زهرا

گاه دوست‌داران این خواننده جوان اطراف مزارش جمع می‌شوند و ترانه‌هایش را می‌خوانند، گاه غذا و خوراکی پخش می‌کنند و همیشه روی سنگش پر از گلهای تازه است. یکی دیگر از هنرمندانی که اکثراً دنبال مزار او می‌گردند، خسرو شکیبایی است. امکان ندارد کسی به قطعه هنرمندان بیاید و سراغ عموخسرو را نگیرد.

مزار خسرو شکیبایی

سنگ‌مزار به‌منزله اثر هنری

گاه سنگ‌مزارهای قطعه هنرمندان بهشت زهرا خود اثری هنری‌اند و می‌توانی ساعت‌ها به تماشایشان بنشینی، چون هنرمند خلاق خود سنگ‌مزارش را در زمان حیاتش طراحی کرده است.

مزار داوود رشیدی

بعضی کوچکند و بعضی بزرگ، گاه گل‌کاری شده‌اند و گاه گلدان خود را دارند. گاه سنگ‌های نو جای سنگ‌های قدیمی را گرفته‌اند و گاه همان سنگ‌های قدیمی با سبک همان سال‌ها خودنمایی می‌کنند.

«آیین چراغ خاموشی نیست.» این را روی سنگ‌مزار علی حاتمی نوشته‌اند. سنگ کناری‌اش هم رقیه چهره آزاد است، مادر سینمای ایران کنار خالق «مادر» آرمیده است.

«من عزتم، بچه سنگلج.» این جمله اول سخنرانی عزت الله انتظامی در یونسکو بوده است که حالا روی سنگ‌مزارش نقش بسته است. نیم‌سردیسی هم روی سنگ طراحی شده که باعث می‌شود پیداکردن خان حاکم آسان‌تر شود.

عزت الله انتظامی در بهشت زهرای تهران

کمی آن‌سوتر هم رضا تنفگچی خفته، جمشید مشایخی که گویی خود را از قافله هزاردستان جدا کرده و به اقلیمی دیگر پریده است. مفتش شش‌انگشتی و سرپاس مختاری هم هستند، گویی داود رشیدی و جعفر والی همچنان کنار هم و باهمند و سر در گوش هم خاطره می‌گویند.

جمشید مشایخی در قطعه‌ هنرمندان بهشت زهرا در تهران

نگاهی به مزار سایر اهالی فرهنگ و هنر

در قطعه هنرمندان بهشت زهرا بساط مهمانی برای همه مهیاست، قدیمی‌ترها مانند اکبر رادی بزرگ نویسندگان تئاتر ایران، احمد آقالو کاتب و حسین کسبیان تلخک سریال خاطره‌انگیز سلطان و شبان که هر دو از بزرگان تئاترند؛ جهانگیر فروهر بزرگ، تنها بازیگری که بدون برداشت اضافه جلوی دوربین حاتمی می‌رفت؛ انوشیروان ارجمند و خنده‌های شیرینش؛ مرتضی احمدی و طنین صدای اصیلش و محمود بهرامی که بارها بر لب چند نسل از ما خنده آورده است.

مرتضی احمدی در بهشت زهرا

جوان‌ترها هم هستند که تازه چهره در نقاب خاک کشیده‌اند، مانند خشایار الوند که می‌نوشت و افشین یداللهی که شعر می‌گفت. گاه هم یکی از قدیمی‌ها مهمان جدیدترهاست، سعید کنگرانی و داود اسدی هم‌خانه شده‌اند.

بابک بیات در قطعه‌ هنرمندان بهشت زهرا

بزرگان موسیقی هم هستند و باران عشق بر مزار ناصر چشم‌آذر ترنم می‌کند و همایون خرم و بابک بیات در سکوتی موسیقیایی انتظار می‌کشند.

ناصر چشم آذر در بهشت زهرا

در قطعه هنرمندان بهشت زهرا گویی همه چشم‌انتظارند؛ این خالقان فرهنگ و هنر و ادبیات ما، این خالقان رویا و خیال و شور و سرمستی ما که همگی دور هم جمع شده‌اند و در سکوت منتظرند. برگ‌های رنگارنگ پاییزی روی سنگ‌ها می‌ریزند و بادی خنک صدای خش‌خش برگ‌ها را درمی‌آورد و گویی زمزمه می‌کند: «اگر به خانه من آمدی ای مهربان، برایم چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم…»

اگر شما هم از این قطعه دیدن کرده‌اید، نظرتان را درباره آن با نابرویی‌ها به اشتراک بگذارید.

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن