تاریخ و تمدن

گورستان ظهیرالدوله تهران؛ قبرستانی در یک باغ قجری

در تهران‌گردی‌های‌مان علاوه برکوچه گردی و دیدن فلان خانه وعمارتِ تاریخی و بازدید‌ از کنیسه و کلیسا و آتشکده، گاهی هم می‌توان قدم در قبرستانی گذاشت که قدمتی به اندازه همان خانه و کلیسا و کنیسه دارد و شاید وقتی نام قبرستان تاریخی به میان بیاد اولین نامی که به ذهن برسد گورستان ظهیرالدوله تهران یا قبرستان ظهیرالدوله تهران باشد. هرچند شاید از آن قدیمی‌تر هم داشته باشیم که داریم.

برخلاف تصوّر بسیاری از مردم، شهر تهران از دیرینگی زیادی برخوردار است که تاریخش بر می‌گردد به 5000 سال قبل از میلاد مسیح؛ اما کمترین پیشینه تاریخی که می‌توان بر این شهر متصوّر شد دوره صفوی است. زمانی که شاه طهماسب اول صفوی برج و بارویی را به دور این شهر یعنی تهران کشید. همین قدیمی و تاریخی بودن تهران است که علاوه بر آثار و ابنیه، گورستان‌هایِ قدیمی در دلِ خود دارد که مطالعه هر کدام تاریخی را به روی ما می گشاید؛ گورستان‌های قدیمی و تاریخی چون ابن‌بابویه که قدمتش دست کم به قرن چهارم هجری می‌رسد، بقعه شیخ صدّوق شاهدی بر این مدعا است.

قبرستان امامزاده صالح در تجریش که سبک معماری‌اش بر می‌گردد به قرن هفتم و هشتم هجری؛ قبرستان دولاب در یکی از محله‌های قدیمی تهران که به قبرستان متروکه یا ممنوعه شهرت دارد، محل دفن ارامنه، کاتولیک‌ها و لهستانی‌هاییِ بازمانده از جنگ جهانی دوم است؛ یکی دیگر از این قبرستان‌های قدیمی، زیبا و پر از حس های خوب گورستان ظهیرالدوله تهران است.

از تجریش گاهی ر‌اه‌تان را کج کنید به سمت دربند، برای رسیدن به خیابان ظهیر‌الدوله که انتهایش آرامگاهی است به نام قبرستان ظهیرالدوله. همان جا که «فروغ» آرامیده، «رهی معیری»، «ملک‌الشعرای بهار» و خیلی های دیگر از بزرگانِِ هنر و ادب و  سیاست این سرزمینِِ آباد خدا.  می‌توانید یک مسیر نه چندان طولانی را با ساختمان‌ها و فضایی به سبک و سیاق تقریبا قدیمی پیاده و یا با ماشین طی کنید تا برسید به یک سر پایینی که انتهایش یک در طوسی آهنی است، این‌جا گورستان ظهیر‌الدوله تهران است. این در طوسیِ آهنیِ قدمت چندانی ندارد؛  از آن قدیمی‌هایی نیست که به عتیقه بزند که آ‌دم را پرت کند به سال‌های خیلی دور، پرت کند لابه‌لای تاریخ و زندگی گذشتگان، حداقل این «در» این‌گونه نبود.

قبرستان ظهیرالدوله

نهایت قدمتش بر می‌گشت به دوره پهلوی؛ بر دو لنگه در با خط نستعلیق  آیاتی از قران نوشته شده است. بالای در، روی دیوار، بر کاشی‌های آبی رنگ نوشته: «آرامگاه صفا، ظهیرالدوله، صفا‌علیشاه» که نصفِ کاشیِ «صفا‌علیشاه» شکسته است. سمت چپ این «کاشی نوشته» علامت «انجمن اخوت» نصب است.

غیر از پنج شنبه‌ها، همیشه در قبرستان ظهیرالدوله تهران بسته است. اما گاهی هم می‌شود با کمی قربان صدقه رفتن و کمی انعام، حتی وسط هفته درش را باز کنند. پیرزنی «پاس دار»‌ش است. یک بنای دو طبقه در گوشه باغ  قبرستان ظهیرالدوله تهران خانه زنِ متولی است که زمان ساختش بر می‌گردد به وقتی که این باغ برو و بیایی داشته و هر پنج شنبه آدم‌هایی از جنش صوفی و عارف در این‌جا گرد هم می‌آمدند.

وارد باغ گورستان ظهیرالدوله تهران که می‌شوی نیسمِ درختان سبز و قطور چنان یک هوایِ زندگی را در تو می‌دمند که یادت می‌رود این‌جا قبرستانی است پر از خانه‌های ابدی. همان هوای ملسی که از پر است از بوی زندگی و مُردگی را در خود فرو می‌بری و در جستجوی تاریخ، این باغِ زیبا را می‌کاوی و می‌کاوی.

گورستان ظهیرالدوله تهران از کی قبرستان شد؟

این باغ که گاهی تعبیر به قبرستانِ امامزاده قاسم نیز می شود روزی روزگاری درکنار‌ روستای امام زاده قاسم با درختان میوه‌ای چون زردآلو، سیب، گیلاس و خرمالو…… با فضای سبز و عطر‌آگین، با هوای مطبوعش چنان خودنمایی می‌کند و هوش از سر علی‌خان‌ظهیرالدوله می‌برد که وصیّت می‌کند بعد از مرگش او را در این باغ مصفّا به خاک بسپارند و می‌سپارند.

ظهیرالدوله وزیرِ دربار و داماد ناصرالدین‌شاه‌ قاجار از پیروان صفی‌علیشاه (سر سلسله نعمت‌الهیه) موسس انجمن اخوت است. بعد از به خاک سپردنش در این باغ و ساختن مقبره‌ای بر مزارش، این باغ به «سرِ قبرِ ظهیرالدوله» شهرت پیدا کرد در نتیجه بسیاری از اعضای انجمن اخوت دل در گرو پیر و استاد خانه ابدی‌شان را در کنار مرشدشان ساختند و در این مکان به خاک سپرده شدند. کم‌‌کم این باغ بزرگ و پر درخت تبدیل شد به مدفن بزرگان اهل ادب، سیاست، فرهنگ و هنر که هنوز و تا حالا وجود دارد اما از سال 1340شمسی دفن اموات در این گورستان ممنوع شده است.

از در  گورستان ظهیرالدوله تهران که وارد می‌شوی، سمت راست این باغِ پر خانه، ساختمان‌های کوتاه و قدیمی با درهای چوبی زیبا که تو را یاد قاجار می‌اندازد خودنمایی می‌کند که هر کدام آرامگاه خاندان بعضی از بزرگان از جمله  فرج‌الله آق‌اولی، لقمان الدوله‌ ادهم، سرلشکر مقامی و چند آرامگاه دیگر است.

قفلی طلایی که از باد و باران دیگر به سیاهی می‌زند بر در هر آرامگاهی زده شده است، اوّلین خانه، آرامگاه ظهیر‌الدوله است، همان که به این قبرستان هویّت داد، آرامگاهی با چند قبرِ خانوادگی که در ضلع غربی‌اش پیروانش (اعضای انجمن اخوت) خانقاهی ساخته‌اند یک طبقه با دو اتاق تو درتو بدون هیچ تزئینی، ساده و بی آلایش، بی نقش و نگاری که مکانی می‌شود برای گردهمایی‌هایِ پنج‌شنبه شب اعضایِ انجمن در مناسبت‌های مذهبی در سال‌های دور.

این روزها گورستان ظهیرالدوله تهران یعنی آرامگاه فروغ فرخزاد

خانه فروغ از دور پیداست با آن فانوس‌های قدیمی و جدید، یک خانه کوچک و غمگین و پر شعر… حتما هر کس که می‌آید پاورچین قدم بر می‌دارد تا چینی ِنازک تنهایی‌اش نشکد؛ دمی کنارش می‌نشینند، برگ‌های ریز روی سنگش را کنار می‌زنند و برایش شعرهایش را زمزمه می‌کنند.

بانو «قمر الملوک وزیری» همسایه فروغ است. چند قدم آن‌طرف‌تر از خانه ی فروغ سنگی ساده و سفید را می‌بینی که همان سادگی و خلوص صدایش را دارد.

کمی دور‌تر خانه «معیری» است رهی معیری، آسودگیِ خانه فروغ را ندارد. شکل آرامگاهش اقتباسی است از آرامگاه عمر خیّام که با اشعارش تزئین شده است. دورش را شیشه‌ای گرفته‌اند شاید برای حفظ از گزندِ روزگار. اما غربتش را بیشتر کرده است. دیدن سنگ قبر و شعرهایش، عاشقانه‌هایش را، مریم فیروز را و شور و عشق نافرجامش را در ذهنت زنده می‌کند.

گوشه دیگرِ دیوار یک مکانِ بلند و دنج‌تری هست با پله‌های مرمری که بالایش نوشته «محمد تقی بهار ملک الشعرا» هر چه باشد از خانواده «سیاستی»ها است. جای تعجب نیست خانه‌اش کمی فرق کند با بقیه خانه‌ها. به زندگی پر فراز و نشیبش که فکر می‌کنی یادت می‌آید کمتر کسی هست که هم دستی در ادبیات داشته باشد و هم سیاست. دیدنش تو را یادِ خالقِ «بینوایان» می‌اندازد.

اولین ساکنان گورستان ظهیرالدوله تهران چه کسانی بودند؟

کمی آن‌طرف‌تر خانه ایرج میرزاست. اوّلین کسی که بعد از ظهیرالدوله در این‌ جا به خاک سپرده ‌شد، روح الله خالقی، حسین یاحقی، رضا محجوبی، داریوش رفیعی، همان اولین‌های موسیقی و هنر ایرانی در دنیای معاصر؛ کناری آرام به خواب رفته‌اند.

حتما زیارت کنندگان با دیدن این بزرگان گاهی کلام‌شان را، گاهی آهنگ و گاهی دیگر شعرشان را زمزمه و یاد و خاطر‌شان را زنده می کنند. خانه‌ها را خیلی سریع‌تر از قبل از چشم می‌گذرانم. ارتشبد فضائل تدیّن، سید حسن تقی زاده، سرتیپ محمّد تقی پسیان که او را همواره با کلنل پسیان اشتباه می‌گیرند و در آخر سنگِ قبر محمد مسعود، مدیر روزنامه «مرد امروز» همان که دکتر فاطمی در سخنرای بر مزارش هدف گلوله عبدخدایی قرار گرفت… این رفتن و دیدن یک صبح تا ظهر وقت می برد اما با همه گشتن ها باز دوست داری بروی و بگردی و بنشینی برای کمی با فروغ بودن، گوش کردن به آواز قمر الملوک و بودن لابه لای این‌همه خانه‌های سیمانیِ قدیمی و تاریخی و پر خاطره؛ از در که بیرون می‌آیم با خود زمزمه می‌کنم:

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند

و ان یکاد بخوانیـــــد و در فـــراز کنیــد

بعد با خودم می‌گویم: راستی شب‌های جمعه چه خبر می‌شود این‌جا، چقدر آدم‌های خوب هستند در این محفل شبانه با حرف‌هایی از جنس نور و نوا.

آدرس گورستان ظهیرالدوله تهران

آدرس دقیق قبرستان ظهیرالدوله: تهران، میدان قدس، خیابان دربند، خیابان ظهیرالدوله، پلاک 3 است.

زمان بازدید از گورستان ظهیرالدوله تهران

 زمان بازدید از قبرستان ظهیرالدوله تهران فقط پنج‌شنبه هاست. خانم‌ها پنجشنبه‌ها از ساعت 10 تا 12 و آقایان پنجشنبه‌ها ساعت 12 تا 15.

عکس‌ها: نگار علیزاده

 

نوشته های مشابه

‫6 نظرها

  1. سلام
    فقط روزهای پنج شنبه باز هست ، مگر اینکه روزهای دیگه که تشریف میبرین با سرایدارش هماهنگ باشید ….

  2. سلام آرمان عزیز … … قانونش اینه که قبرستان ظهیرالدوله همه روز بسته است مگر پنج شنبه ها که اونم برای مدتی باز نمی کردند….. اگر در زدید و سرایدار در را باز کرد، شاید با خواهش اجازه بازدید بدهند البته کمی بعید به نظر می‌رسه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن