شکم گردی

کافه  قنادی لرد را همه می‌شناسند، اما کم!

کافه قنادی لرد از آن کافه یا قنادی‌هایی است که برای بسیاری خاطره‌انگیز است. نامش که می‌آید بوی قهوه و گاتای شیرین می‌پیچد در مشام.

خیابان نجات اللهی را خیلی‌ها می‌شناسند، خیابان ویلا را بیشتر، اما اگر کسی گوشش به هیچ کدامشان آشنا نباشد، امکان ندارد کلیسای سرکیس مقدس که سال‌هاست در میانه خیابان کریم خان قد کشیده را نشناسد. نشانه ما برای کافه قنادی لرد، آبی لاجوردی گنبد کلیساست.

همین نشانه را که بگیری و بروی پایین، در سمت راست خیابان ویلا، هم ردیف پیاده‌رو، بیش از نیم قرن می‌شود که کافه قنادی لرد پا برجاست. با نمای سفید، چیدمان سفید و جعبه‌هایی که همچنان سفید مانده‌اند. شاید فضای قنادی، امروزی و مدرن نشده و باب مذاق خیلی‌ها نباشد، اما همه آنهایی که لرد را می‌شناسند بخاطر همین حال و هوا خاطره انگیز و به قولی نوستالژیک دوستش دارند و نامش را دهان به دهان می‌چرخانند.

وارد قنادی که می‌شوید، همین که چرخی بزنید و در بحر شیرینی‌ها بروید؛ سر که بلند کنید قنادی پر شده از مشتری‌های گذری یا چند ساله، آنهایی که می‌برند یا آنهایی که به هوس طعم و تازگی شیرینی‌های لردایستاده و نشسته، طبقه پایین و بالا را پر کرده‌اند.

لرد، یک قصه عاشقانه

کافه قنادی لرد

شاید خیلی از همین آدم هایی که سال‌هاست کافه قنادی لرد پاتوقشان شده هم ندانند چه قصه‌ای پشت ۵۰ سال وفاداری دوستدارانش است. سال‌ها پیش پسری به نام لئون و دختری به نام آنیک در کافه قنادی فردوسی در خیابان استاتبول، کار می‌کردند. دلدادگی و عشق میانشان که در نهایت آنها را به نامزدی هم در می‌آورد، شروع تجربه ای سخت و البته آغاز جدایی شان در محل کار می‌شود. بعد از نامزد این زوج، به دستور صاحب قنادی تنها یکی از آنها می‌توانست به کارش در آنجا ادامه دهد. در نهایت لئون ماندنی می‌شود و آنیک مدتی به عنوان فروشنده پیراشکی در خیابان خسروی و بعد در قنادی بامداد کار می‌کند.

بعد از سال ها کار و پس انداز، آنیک و لئون در معامله با مهندس بهرامی، ساختمانی در حال ساخت واقع در ابتدای خیابان ویلا را از او می‌خرند. قرارداد سال ۱۳۴۵ بسته می‌شود و یک سال بعد، در ۱۵ تیر کافه قنادی لرد رسما کار خود را آغاز می کند. آن دو مدتی بعد به دلیل شرایط مالی با یک زوج دیگر به نام‌های راطاووس و سیروش شریک می‌شود. از آن روز مردها در کارگاه زیر زمین قنادی، مشغول پخت می‌شوند و همسرانشان در بالا برای مشتریان قهوه‌های دست ساز سرو می‌کنند.

آن زمان ساخت کلیسای سرکیس هنوز تمام نشده بود و همه امید شرکا، پایان کار این کلیسا، رفت و آمد بیشتر هم‌کیشانشان و رونق کسب و کارشان بود. اما به دو سال نرسید که برکت، روزی هر روزه این کافه قنادی می‌شود و شیرینی‌ها هنوز از فر بیرون نیامده، برایشان مشتری صف کشیده بود.

قنادی لرد روز به روز بیشتر شناخته شد و از همه جای تهران و نه فقط محله ویلا، مشتریان پر و پاقرصی پیدا کرد. تا اینکه در سال ۱۳۷۴ لئون به امریکا مهاجرت و دو سال بعد شعبه جدید به اسم Lord in Vila را در لس آنجلس تاسیس می‌کند و در نهایت سال ۱۳۷۷ سال وداع لئون با این دنیا بود.

اما چندسال قبل از مهاجرت لئون، پسرش گارنیک مدیریت قنادی را برعهده می‌گیرد و بعدتر با ژیریک (کسی که سهم شریک لئون را در سال ۱۳۸۱ از او می‌خرد)  شریک می‌شود. اگر به قنادی بروید هردویشان را می‌بینید؛ گاهی پشت دخل، گاهی پشت یخچال و گاهی هم به کارگاه سر می‌زنند.

کافه قنادی لرد به سادگی یک اسم

کافه قنادی لرد

جعبه شیرینی امروز قنادی نشان از لرد، به عنوان یک طبقه اجتماعی دارد و به نظر می‌رسد وارثان امروزش علت نام گذاری را همین می‌دانند. اما وقتی با یکی از عاشقان این کافه قنادی که هر هفته، حتما یک روز را به اینجا اختصاص می‌دهد، همکلام می‌شوم، توضیحات دیگری دارد.

نامش را نپرسیدم اما مرد کاملی است و دغدغه و کارش تاریخ هنر و معماری است؛ طبق بررسی‌هایش پشت این نام پرطمطراق، استعاره دیگری نهفته است. او می‌گوید در متون ارمنی “لرد” به معنای “خدای بزرگ” است و با توجه به قصه ای که از تاریخ این “لرد” خواندیم، بیشترین حدس برای این نام گذاری همین می‌تواند باشد.

یک دل و چند دلبر شیرین

از گفته‌ها و شنیده‌ها که بگذریم، باید از علت اصلی آنکه “لرد”، لرد شد و لرد ماند بگویم و آن تازگی و طعم دلچسب شیرینی‌هایش است. به خصوص شیرینی‌های قدیمی و  سنتی ارامنه: گاتا و پروک.این دو گل سر سبد “لرد” هستند و مشتاقان زیادی دارند.

پروک؛ شبیه تارت است اما چون در اندازه بزرگ سرو می‌شود، خیلی‌ها تارت را امتحان می‌کنند و پروک را می‌برند. تارت که به پیشنهاد لرد-نشینان، کم از پروک ندارد و طعم تازه شیرینی، مارمالاد زردآلو و آلبالو را فقط باید امتحان کنید و دیگر هیچ؛ که گفتنی نیست. گاتا هم شبیه نان شیرمال است که میان آن با گردو و دارچین طعم‌دار شده و به اعتقاد صاحب قنادی، که یک ارمنی اصیل است، اصالت خوردن گاتا این است که با همه سختی‌اش باید با دست خورده شود و نه با چاقو و چنگال. از نوشیدنی‌ها هم به جز چای سیاه، انواع سرد و گرمش سرو می‌شود.

قیمت منو کافه قنادی لرد

اگر از قیمت‌ها بپرسید، دو قطعه تارت به همراه یک نسکافه در اندازه کوچک، روی هم رفته ۲۶۰۰۰ تومان آب می‌خورد که در مقایسه با بقیه کافه‌ها و در نظر گرفته‌تازگی و طعم منحصر به فرد شیرینی، منصفانه است.

عکس‌ها: زهرا عنایتی

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن