موزه قصر

موزه قصر؛ از بوستان تا زندان

این داستان بوستانی است که زندان شد و بعد موزه؛ می‌خواهیم از موزه قصر بگوییم.

امروزه روز می‌شود شهرها را هم جزو موجودات زنده در نظر گرفت. چرا که هر روز در حال رشد و تحول هستند. قصر و بوستانی که روزگاری خارج از شهر بوده حالا در حاشیه بزرگراه شهید صیاد شیرازی قرار دارد. به عبارتی شهر به سمت این بوستان گسترش پیدا کرده و این محل را تبدیل به جزیی از بافت شهری کرده است. باید بگویم در زمان قاجاریه این منطقه فاصله زیادی با تهران داشته و بوستان خرم آباد نامیده می‌شده است که بر محور قیطریه تا شهر ری در کنار مسیر جاده قدیم شمیران واقع بوده است.

موزه قصر

در سال ۱۱۷۷ خورشیدی فتحعلی شاه قاجار در دومین سال سلطنتش دستور داد تا قصری در این اراضی بنا کنند. این قصر، قصر قاجار نام گرفت که اوژن فلاندن در کتابش از آن یاد کرده وی این قصر را با آینه کاری‌های معتدد و دارای آمفی تئاتر توصیف می‌کند. قصر قاجار روزهای بدی در دوران ناصرالدین شاه سپری کرد و با کم توجهی‌های وی، اردوی سالیانه فوج قزاق در محل قصر برپا شد و در دوره مظفرالدین شاه، ژاندارمری باغ قصر و باغشاه را تصاحب کرد. نهایتا در سال ۱۲۸۲ خورشیدی بخش‌های زیادی از قصر به خاطر باران و سیل از میان رفت. اکنون، فقط عمارت کلاه فرنگی و ساختمانی قدیمی از قصر قجری باقی مانده و زمین‌های شمالی کاخ نیز در اختیار نیروهای انتظامی و قضایی است.

زندانی در زندان قصر

موزه قصر

بعدها در دوران سوئدی‌ها که ریاست شهربانی تهران را بر عهده گرفته بودند در زمین‌های قصر تخریب شده اداره شهربانی تاسیس و زندان نظمیه نیز در محل اداره شهربانی تعبیه شد. که متشکل از چند اتاقک و زیرزمین که برای زندانیان عمومی در نظر گرفته شده بود. در سال‌های اولیه قدرت رضا شاه این مکان دیگر گنجایش زندانیان بیشتر را نداشت و از طرفی به خاطر عضویت ایران در کنوانسیون‌های بین المللی نیاز به ساخت یک زندان مدرن مطابق با استاندارهای بین المللی باعث شد. تا در زمین‌های قصر قاجار که حدفاصل سه راه زندان، پل سیدخندان، خیابان شریعتی و خیابان پلیس فعلی است، زندانی بنا شود.

نیکلای مارکوف که یکی از افسران قزاق بود که طراحی زندان را عهده‌دار شد، هرچند طراح این زندان یک روس‌تبار مقیم ایران بود ولی طرح زندان و حتی دیگر سازه‌های طراحی شده توسط این فرد کاملا به سبک معماری ایرانی طراحی و ساخته شده است.

در یازده آذر ماه ۱۳۰۸ فاز اولِ اولین زندان رسمی کشور با گنجایش ۸۰۰ نفر زندانی و ۱۹۲ اتاق در ۸ بند، افتتاح شد. که به دلیل قرار گرفتن این زندان در زمین‌های قصر قاجار به اسم زندان قصر خوانده شد. و این زندان بسیاری از اولین‌ها را در خود جای داد که در ادامه به آنها اشاره خواهم کرد.

بدون جرم وارد شوید به موزه قصر

موزه قصر

از بخش‌های موزه قصر می‌توان به ساختمان مارکوف، موزه سیاسی، سالن فرخی یزدی، برج‌های دیده‌بانی، نگارخانه ملک شعرای بهار، مسجد، زورخانه قصر، باغ‌های ایرانی، کتابخانه مرکز تحقیقات، گالری‌های مختلف، فضاهای نمایشگاهی و فرهنگی چایخانه و سفره‌خانه سنتی، مراکز عرصه محصولات فرهنگی، بازارچه محصولات هنری و صنایع دستی اشاره کرد. مساحت کل زمین مجموعه موزه قصر ۶۹‌ هزار متر مربع است که حدود ۲۰‌ هزار متر مربع زیربنا دارد.

به مقابل موزه قصر می‌رسیم دری با نرده‌های ضخیم و نمایی آجری، پنجره‌های باریک با میله‌های مشکی نمای ورودی ساختمان زندان است که با نوشته سبز رنگِ تابلوی باغ موزه زندان قصر تناقضی زیبا به وجود آورده. از راهرویی هم عرض با در ورودی عبور می‌کنیم. در این راهرو اتاقک‌هایی را می‌بینیم که قبلا جهت کنترل ورود و خروج زندانیان بوده است.

وارد محوطه موزه می‌شویم در مقابلمان فضایی سبز و کاملا متفاوت با ذهنیت‌مان از یک زندان وجو‌د دارد، حوضی دایره‌ای شکل و آب‌نمایی در وسط محوطه می‌بینیم. روبروی‌مان ساختمان باغ موزه قصر یا همان زندان با هشت پله از محوطه جدا شده است. نمای بنا دقیقا هم‌شکل نمای ورودی است.

ساختمانی که در مقابلش ایستاده‌ایم فاز یک زندان قصر است که در زمان پهلوی اول بهره‌برداری و مورد استفاده قرار گرفت و اکنون ساختمان مارکوف خوانده می‌شود. این ساختمان با مساحتی بالغ بر ۸۸۰۰ متر مربع از فضاهای متنوعی همچون مرکز اسناد، تصاویر و اشیاء تاریخی، نمایشگاه، گالری موسمی، کافه گالری، کافه لقانطه و سالن اجتماعات چند منظوره تشکیل شده است.

موزه قصر

نمایی که از بیرون باغ موزه قصر می‌بینیم ساختمانی مستطیلی شکل است که در ورودی در وسط قرار گرفته و از دوری به نظر می‌رسد مناره‌ای بر فراز در ورودی قرار دارد. با نزدیک شدن به پله‌ها در سمت راست ساختمان بخش شیشه‌ای ویترین گونه‌ای دیده می‌شود که محل ماشین‌های لوکس قدیمی است. این ماشین‌ها با رنگ‌های زیبا و براق انگار به دنبال مشتریان جدیدی هستند که اهل این دورانند. از پله ها بالا می‌رویم، در مقابل‌مان دری فلزی و ضخیم است. قطعا با هول دادن در متوجه سنگینی‌اش می‌شویم. این در، درِ ورودی یک زندان است.

وارد فضای لابی مانند می‌شویم که سمت چپ محل گیشه دریافت بلیط و مسئول موزه است. بعد از خرید بلیط با توصیه مسئول مربوطه و با توجه به تابلویی که نصب شده بازدید را از سمت راست شروع می‌کنیم. هرچند این ساختمان بازسازی شده و کف زمین با سنگ‌هایی کاملا امروزی پوشیده شده، محیط کاملا روشن و نور طبیعی خورشید در محیط اطرافمان جاری است.

موزه قصر

اگر بالای سرتان را نگاه کنید. زیر مناره‌ای قرار دارید که هشت ضلعی است. به سمت راست می‌رویم چند پله کوچک ما را به سمت راهرویی هلالی شکل راهنمایی می‌کند که به زیر هشتی معروف است که اولین بار زیر هشتی در این زندان ساخته شد. اگر دقت کرده باشید عدد هشت در این زندان عددی پر تکرار است.

زیر هشتی زیرزمینی داری هشت ضلع است تاریک، سرد و آجری، که با راهرویی کوتاه به بندی مربعی شکل وصل می‌شود. زندان قصر دارای چهار هشتی بوده که امروز فقط یکی از آنها قابل بازدید است. زیر هشتی اولین محلی بود که زندانیان به آن وارد و به اصطلاح گوش مالی داده شده و بعد به بند مربوطه فرستاده می‌شدند.

و اما درمورد معماری هشتی و کاربردش در کل ساختمان باید گفت شکل کلی این مجموعه به صورت مربع است که دو گوشه‌ی این مربع دارای ضلع خارجی است و هر گوشه ی مربع یک هشتی قرار داشته و بندها از طریق ضلع‌ها و مرکزیت هشتی‌ها به هم وصل می‌شدند و همین شباهت بندها باعث سردرگمی افراد می‌شده که فرار از زندان را بسیار سخت می‌کرده. حتی هنگام بازدید دچار این سردرگمی می‌شوید. مرکز مربع هم محوطه هواخوری مرکزی محسوب می‌شده است.

پیش به سوی بندهای موزه قصر

موزه قصر

بعد از بازدید از زیر هشتی از همان پله‌ها برگشته و به سمت بالای هشتی می‌رویم تا وارد بندهای هشتی اول شویم که اکنون تبدیل به موزه‌ای زیبا شده است. در هشتی اول زورخانه، بند تاریخ و مسیر به سمت حیاط هواخوری زندان را می‌بینیم. مجددا از سمت راست شروع می‌کنیم از چهارچوبی رد و وارد اتاقکی می‌شویم که بالای راهروی منتهی به زیر هشتی است.

روبرویمان در چوبی با شیشه های رنگی و کوتاهی وجود دارد به طوری که برای رد شدن از در باید سرمان را خم کنیم. بله وارد زورخانه‌ی موزه شده‌ایم که در روزها و ساعاتی خاص ورزشکاران در آنجا به تمرین ورزش باستانی می‌پردازند و بازدید از این تمرینات برای عموم آزاد است.

موزه قصر

و اما فضای زورخانه که گود‌اش هشت ضلعی است با سنگ‌های مرمر تزیین شده و مانند هر زور خانه‌ی دیگری عکس‌هایی از امام علی، جهان پهلوان تختی و دیگر بزرگان رشته باستانی دیوار‌ها را تزیین کرده. میل‌ها، کباده‌ها و زنگ مرشد همه مرا به یاد فیلم پهلوانان هرگز نمی‌میرند می اندازد. بخت با ما یار بود و شاهد تمرین ورزشکاران بودیم که با صدای زنگ و ضرب مرشد یکی و دوتا خوانان و یا علی مدد گویان ورزش کردند و زندگی به ذره ذره زورخانه بخشیدند.

موزه قصر

بندها حالا به صورت راهروهایی هستند که سلول‌هایشان از میله‌ها و درهای آهنی رها و میهمان تاریخ شده‌اند. بند تاریخ اشیا، تصاویر و بیوگرافی‌هایی را در خود جای داده. بیوگرافی و توضیحات به طور ماهرانه و جذاب به حالت دیوار نویس بر روی دیواره‌ی سلول‌ها نوشته شده است. یکی از سلول‌ها بیوگرافی معمار زندان نیکلا مارکوف وجود دارد. که توصیه می‌کنم تمامی نوشته‌ها را مطالعه کنید که تاریخ مردمانی را که تاریخشان را فراموش کنند؛ فراموش می‌کند.

رادیوهای قدیمی، ابزار صدا برداری و استودیوی رادیویی قدیمی در سلولی دیگر که مرا یاد خانه پدر بزرگ می‌اندازد که اعتقادی به تلویزیون نداشت و همیشه رادیویی هم شکل با یکی از همین‌ها روی طاقچه در حالِ کار بود.

هواپیمایی ملخی که از سقف یکی از سلول‌ها آویزان است و در دیواره سلول توضیحاتی از نحوه کار و تاریخ ورود هواپیما به ایران و چگونگی طراحی و کار این موجود پرنده نوشته شده است.

موزه قصر

در همین بند است که متوجه یکی دیگر از اولین های این موزه می‌شویم. “اصطلاح رفته آب خنک بخوره”  برای افراد زندانی در این زندان به وجود آمده که به دلیل وجود قنات و آب‌های خنک موجود در این منطقه بوده. هرکس راهی این زندان می‌شده به اصلاح می‌گفتند برای خوردن آب خنک رفته است.

تصاویری سیاه سفید از قصر قاجار. و بزرگان دوران مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و غیره، تصاویر قدیمی در این بند کم نیست از عکس اولین چاه نفت گرفته تا بزرگان تاریخ همه در این سلول ها منتظرند که به ملاقاتشان برویم و بیشتر بشناسیم‌شان.

موزه قصر

به هشتی دوم می‌رسیم که شامل بند پهلوی یک و دو است. بند یک شامل دو مجسمه از ماموران شهربانی و تعدادی زنجیر و دستبند قدیمی است که در بدو ورود دیده می‌شوند. و وارد راهروی تنگ و تاریک بند می‌شویم بند سلول‌های انفرادی که با درهای آهنی و دریچه‌ای کوچک بر روی درهاست، و پنجره‌ای در دیواره سلول، این پنجره‌ها بعد از تغییر کاربری به سلول‌ها اضافه شده است. هر سلول یکی از زندانیان مشهور را در خود نشان می‌دهد از جمله علی اصغر بروجردی اولین قاتل زنجیره‌ای ایران، لورنس عربستان اولین زندانی فراری این زندان که به جرم جاسوسی دستگیر شده بوده. فرخی یزدی، شاعر و روزنامه‌نگار آزادیخواه و غیره را در این سلول‌ها می‌بینیم.

بند دو که شامل سلول‌ها با همان بافت و تخت خواب‌های زمان خودش تعبیه شده است. مجسمه‌هایی به نشان از زندانیان در هر سلول قرار داده‌اند و صدای آواز سوزناکی را می‌شنویم که توسط یکی از زندان بانان قبل از تخلیه و تغییر کاربری زندان ضبط شده است.

از دیگر زندان معروف این زندان می‌توان به قوام‌السلطنه، صارم‌الدوله، صولت‌الدوله، عبدالحسین تیمورتاش، بزرگ علوی و علیمردان خان بختیاری و پنجاه و سه نفر و همچنین دکتر تقی ارانی اشاره کرد بزرگ‌ علوی سرگذشت سال‌های حبس خود و دیگر زندانیان مشهور را در کتاب ۵۳ نفر در همین زندان نوشته است.

موزه قصر

بند بعدی بند موزه اسناد است. دو دیوار نیم دایره‌ای که بر رویشان اسناد‌های معتبر تاریخی با نظم و زیبایی نصب شده‌اند. برایم یکی از جالب‌ترین قسمت‌ها همین بخش بود. اسناد و دست نوشته‌ها با دستخط‌های قدیمی با مهرها و امضاهایی که زیرشان خورده. تمامی این اسناد قابل مطالعه هستند. اسنادی که تاریخ و سرنوشت دیروزها، امروزها و قطعا فرداها را رقم می‌زند.

امروز می‌دانیم که فقط نوشته‌ها سند نیستند پس نقشه‌ها، تصاویر، فیلم‌ها و صداهایی هم به عنوان سند در این بند قرار داده شده است. برای مثال در یکی از بندها گوشی‌های تلفنی قدیمی از سقف آویزان است و از گوشی‌ها صدای مظفرالدین شاه شنیده می‌شود که فرمانی را قرائت می‌کند.

در سلول‌های انتهایی چند ماشین تحریر قدیمی، مهرهای قدیمی و جا قلمی در ستون‌های شیشه‌ای وجود دارد. در سلولی دیگر پرچم ایران از سال‌های دور تا امروز را به نمایش گذاشته‌اند.

و در آخرین غرفه‌های این بند اشیای امروزی را می‌بینم که متعلق به صنایع دستی بنیاد تعاون زندانیان است.

وارد هشتی سوم می‌شویم که گالری هنر در آن قرار دارد ولی هنوز آثار چندانی در آن دیده نمی‌شد و راهنما در این خصوص توضیح داد که به زودی این بند هم تکمیل می‌شود.

هشتی چهارم شامل مسیری به سمت محوطه هواخوری، گالری تاریخ رادیو  و گالری ملک الشعرای بهار است.

در گالری تاریخ رادیو سیر تکامل رادیو و سیستم‌های مربوط به ساخت برنامه‌های رادیویی و صوتی در ایران را مشاهده می‌کنیم از رادیو نفتی گرفته تا رادیوهای امروزی.

موزه قصر

قطعا ورود رادیو به ایران هم تاریخی دارد که از توضیحات و نوشته های داخل غرفه‌ها از تاریخ این عضو مهم رسانه هم می‌توان اطلاع کسب کرد. در غرفه‌های مختلف عکس گویندگان، دوبلورها و چهره‌های تاریخ‌ساز و بزرگان رادیو هم قرار داده شده که تاریخ بزرگان این عرصه را فراموش نخواهد کرد.

گالری ملک شعرای بهار شامل تابلوهایی با طرح‌های گرافیکی مدرن است که با طرح‌ها و رنگ‌های چشم‌نواز زیبایی ذهن هنرمندان این روزها را برایمان یادآور می‌شود.

بعد از اتمام بندها و هشتی‌های ساختمان باغ موزه قصر وارد هواخوری مرکزی می‌شویم همانطور که از اسمش مشخص است در مرکز ساختمان زندان قرار دارد. این محوطه قبل از تغییر کاربری به صورت خاکی و خالی از فضای سبز بوده است. اما اکنون با سنگ‌فرش‌های زیبا، درختان بید مجنون در حاشیه و گل‌های رز سفید در کنار تنه درختان دچار زیبایی شده. در مرکز حیاط هم آب‌نمایی متفاوت هم سطح با محوطه تعبیه کرده‌اند.

سفید اما تاریک در باغ موزه قصر

موزه قصر

از ساختمان مارکوف خارج می‌شویم، فضای اطراف این ساختمان تا ساختمان‌های شماره ۳ و ۴ را فضایی سبز با معماری زیبا در برگرفته که هم محلی برای ورزش و هم استراحت عموم مردم است. در این محوطه عمارت کلاه فرنگی قاجاری را هم می‌توان دید که یادگار دورانی است که این منطقه جز قصری بزرگ و دشتی وسیع نبود.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ساختمان‌های ۳ و ۴ به مجموعه زندان قصر اضافه شد به دلیل افزایش ظرفیت بند سیاسیون، و جداسازی کامل ساختمان سیاسیون از زندانیان عمومی. که این زندان، زندانیان سیاسی و فرهنگی زیادی را به خود دیده است.

ساختمان اصلی باغ موزه قصر شامل چهار بند و سه حیاط است. این ساختمان با نمایی سفید و سنگی و دیوار‌های بلند، فضای متفاوت‌تری دارد. از پله ها بالا می‌رویم؛ از در آهنی بزرگ رد می‌شویم که بعد از آن در میله‌ای دیگری هم قرار دارد. اکنون در سالن ورودی زندان قرار داریم. روبریمان نمادی از یک گوی شیشه‌ای در میان انبوه میخ‌ها وجود دارد. در پشت این نماد میله‌های ضخیم و سفیدرنگی هست که مقابل ورودی بندها کشیده شده و بند را از فضای ورودی و دفتر زندان جدا کرده است. دیوارها به رنگ خاکستری و پر از خط‌ها و خش‌هایی که است تماما حس محیطی رنج دیده و اسارت را به انسان می‌دهد.

موزه قصر

اولین محلی که برای بازدید در باغ موزه قصر شروع می‌کنیم سالن ملاقات است. کم‌کم به در ورودی سالن نزدیک می‌شویم که صداها و همهمه‌هایی را می‌شنویم و وارد سالن ملاقات می‌شویم. سالن ملاقاتی که هیچ شباهتی به آنچه در فیلم‌ها دیده‌ایم ندارد. دالانی حدودا با طول ۱۰ متر و عرض ۱٫۵ متر، دیواره‌های طولی دالان پنجره‌هایی با میله‌های مشبک و وجود دارد که هر پنجره با قطعه‌ای ورق فلزی از پنجره‌ی کناری‌اش تفکیک شده است.

ملاقات کننده‌ها در سمت راست قرار می‌گرفتند و زندانیان در سمت چپ و داخل دالان چند مامور رفت و آمد می‌کردند. برای شبیه‌سازی آن دوران صدای ملاقات کنندگان و زندانیان شبیه‌سازی شده و در داخل سالن پخش می‌شود.

برای ورود به بند از سالن ملاقات خارج می‌شویم و به سمت بند می‌رویم. این بند شامل چند سلول در سمت راست‌مان است. نور داخل سالن بسیار ضعیف است برعکس ساختمان قبلی این بخش از موزه تماما حس زندان را به انسان منتقل می‌کند.

آستانه ورودی سلول‌ها بسیار بلند است و درهای ضخیم و سنگین فلزی که فقط یک سوراخ بسیار کوچک برای زیر نظر داشتن زندانی روی درها وجود دارد. سلول‌ها بسیار کوچک و بدون پنجره و هواکش هستند. در یکی از سلول‌ها کتاب‌خانه‌ای کوچک و مجسمه‌ای از یک زندانی وجود دارد.

از یکی از سلول‌ها که کاملا تاریک است و چیزی دیده نمی‌شود؛ صدای بازجویی از یک زندانی به گوش می‌رسد، در پایان این بند کوچک در سمت چپ راهرویی وجود دارد که به سمت بندی دیگر می‌رود که مشابه همین بند با تعداد اتاق بیشتر است در هر دو طرف راهرو درهای سلول‌ها را می‌بینیم و اینکه تخت‌هایی دو طبقه در راهرو وجود دارد با دو پتوی طوسی رنگ، که تنها دارایی زندانیان محبوس در این بندها بوده است.

موزه قصر

از شش بند با تمامی حس‌های غریب‌اش عبور می‌کنیم و به بند هنر می‌رسیم، بندی که گویا هنر را پشت میله‌ها اسیر کرده‌اند تا سخنی نگوید و ذهنی را بیدار نکند، سلول‌های این بند بزرگتر از بندهای دیگر است و به جای درهای آهنی و حالت انفرادی همانند سلول‌های چند نفره است. و هر سلول نمادی از یک هنر خاص.

این زندان سه هواخوری دارد که توانستیم از دو هواخوری بازدید کنیم. هواخوری‌ها در بین ساختمان‌ها با نمای سفید و دیوار‌های بلند و سیم خاردارهایی بر فرازشان است. تنها راه برای رهایی از حس خفقان این محیط مسیر آسمان بود. محیط هواخوری دارای چند نیمکت و مجسمه‌های دو بعدی بودن که گویی سایه زندانیان هنوز اینجا محبوس است.

به سمت بند آخر می‌رویم که ما را به سمت راه آمده هدایت می‌کند. در انتهای بند آخر میله‌های سفید و در ورود را می‌بینم بعد از احساس کردن مقدار کمی از درد اسارت‌ مسیر رهایی را دیدن لذت بخش است، بالای آخرین در بند تابلویی که عدد ۱۳۵۷ روی آن نقش بسته و عدد ۵ را با دستی خونی نشان داده‌اند.

در راهروی کوچک بین آخرین در و میله‌ها تصاویر تعدادی از زندانیان را می‌بینم که چهره‌های آشنا بین‌شان کم نیست. از میله‌ها عبور می‌کنیم و به سمت دفتر زندان می‌رویم. تا با راهنمای زندان صحبتی داشته باشیم که متوجه می‌شویم راهنمایان این زندان از مبارزان سیاسی دوران انقلاب و از زندانیان همین زندان بوده‌اند. برای‌مان از رنج‌های زندان می‌گوید و اینکه تمامی زندانیان اینجا قبل از ورود به این زندان در زندان ساواک مورد شکنجه قرار گرفته بعد محاکمه و سپس دوران محکومیت را در این زندان سپری می‌کردند.

اگر به دیدار این زندان رفتید حتما با تاریخان زنده‌ این زندان صحبت کنید. صحبتی طولانی اما جذاب را تجربه خواهید کرد.

علاوه بر این ساختمان اصلی باغ موزه قصر، بنای دیگری هم به همین شکل در این محوطه وجود داشته که ساختمان زندان سیاسی زنان بوده است. اما در اوایل دهه ۸۰ به دلیل مشکلات بهداشتی برای اهالی منطقه و نامناسب بودن شرایط زندانقصر، این زندان تعطیل و در سال ۱۳۸۳ شهرداری شروع به تخریب بخش‌هایی از آن کرد و این ساختمان در آن سال از بین رفت.

اما خوشبختانه قبل از تخریب کامل بناها تعداد از زندانیان سابق مطلع شدند و با یاری میراث فرهنگی از ادامه روند تخریب جلوگیری کردند و نهایتا در سال ۱۳۹۱ بعد از بازسازی و مرمت این مجموعه به عنوان باغ موزه زندان قصر بازگشایی شد.

مسیرهای دسترسی به باغ موزه قصر

موزه قصر

و اما برای رسیدن به این گوشه از تاریخ معاصر، می‌توانید از مسیرهای زیر به دیدارش بروید.

مسیر با اتومبیل شخصی:

اتوبان شهید صیاد شیرازی، خروجی پلیس شریعتی، میدان پلیس، باغ موزه قصر

انتهای خیابان شهید مطهری، بعد از تقاطع دکتر شریعتی، میدان پلیس، باغ موزه قصر

مسیر دسترسی حمل و نقل عمومی (مترو):

ایستگاه مترو شهید مفتح، انتهای خیابان مطهری بعد از تقاطع دکتر شریعتی، باغ موزه قصر

مسیر دسترسی حمل و نقل عمومی (اتوبوس):

پایانه امام خمینی (ره)، اتوبوس های میدان معلم، ایستگاه روبروی باغ موزه قصر

پایانه میدان رسالت، اتوبوس های پیچ شمیران، ایستگاه میدان پلیس، باغ موزه قصر

پایانه میدان امام حسین (ع)، اتوبوس های شهید بهشتی، ایستگاه تقاطع پلیس شریعتی، خیابان پلیس، باغ موزه قصر

پایانه اتوبوس پیچ شمیران، اتوبوس‌های رسالت، ایستگاه تقاطع پلیس شریعتی، خیابان پلیس، باغ موزه قصر

پایانه شهید بهشتی، اتوبوس‌های میدان امام حسین (ع)، ایستگاه انتهای خیابان مطهری تقاطع شریعتی، باغ موزه قصر

شماره تلفن باغ موزه قصر

شماره‌های تماس با موزه

تلفن گویای باغ موزه قصر: ۸۸۴۲۳۴۰۰ ۰۲۱

تلفن مستقیم روابط عمومی: ۸۸۴۳۷۳۹۳

ساعات بازدید باغ موزه قصر

بازدید از باغ موزه قصر به دو صورت انفرادی و گروهی امکان‌پذیر است؛

ساعات بازدید انفرادی: شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۱۱ تا ۱۹؛ پنج شنبه‌ها و جمعه‌ها از ساعت ۹ تا ۱۹

ساعات بازدید گروهی: همه روزه از ساعت ۹ تا ۱۹ (با هماهنگی قبلی)

عکس‌ها: لعیا حسنعلی زاده

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *