موزه جواهرات ملی

موزه جواهرات ملی؛ سفر به زیرزمین بانک مرکزی ایران

موزه جواهرات ملی اینجاست. روبروی سفارت ترکیه ساختمان بانک مرکزی را که دیدید، از در اصلی وارد شوید،گیت اول را رد کنید و بواسطه راهرو به سالن بلیط فروشی خواهید رسید. کیف و دوربین و کلیه لوازم را تحویل می‌دهید و از گیت دوم رد می‌شوید. به واسطه حیاط وارد ساختمان دوم شده و پله‌ها را پایین می‌روید .گیت سوم را رد می‌کنید و بازهم از چند پله پایین می‌روید.

اکنون درون گاوصندوقی به با دیوارهایی به ضخامت ۱ متر هستید که در سال ۱۳۴۴ ساخته شده است. بخشی از تاریخ یک ملت در این گنجینه می‌درخشد.

تاریخچه موزه جواهرات ملی

ساختمان موزه جواهرات ملی

احتمالا برای جستجوی بیشتر تاریخچه این جواهرات باید در افسانه‌ها  یا اساطیر و قصه‌های کهن غور کنیم. اما آنچه مستند برایمان باقی مانده این است که گویی سلاطین صفوی در لابلای انسجام ایران همت کردند تا گنجینه جواهرات ملی ایران را همچون خود کشور منسجم کنند تا آنجا که بسیاری از گوهرهای نفیس ایرانی را از هند و عثمانی و فرانسه و بریتانیا خریداری و به گنجینه منتقل کردند. اما مگر این همه در و گوهر و لعل در یک جا آرام می‌گیرند؟

پس از حمله محمود افغان مجددا این گنجینه پراکنده شد. زمانی که نادر شاه افشار روی کار آمد، نامه‌ای به دربار هند نوشت تا جواهرات به یغما رفته را به ایران برگرداند. اما پادشاه هند امتناع کرد. در لشگرکشی نادرشاه به هند، این جواهرات و غنایم بسیار دیگری از جمله “تخت طاووس”و “الماس کوه نور” که گویی برآن سوار بوده است به ایران آورده شد. البته که در مسیر سفر از هند به ایران بخشی از این جواهرات در راه ماندند و به ایران نرسیدند.  بخشی را نادرشاه پیشکش حکام و امرا و سران سپاهیانش و بخشی را به آستان حرم امام رضا پیشکش کرد.

اما هنوز انگار این سنگهای قیمتی آرام ندارند. نادرشاه هم نماند. پس از به قتل رسیدن او این بار نوبت “احمد بیک افغان” بود تا بخشی از این گنجینه را از خانه خارج کند که در این میان “الماس کوه نور” هم برای همیشه رفت و در نهایت سر از برج لندن درآورد!

پس از این انگار آرامشی برقرارشد. در دوران قاجار و پهلوی بخشی از این سنگهای درخشان بر روی آثاری که به دستور شاهان ساخته شد،سوار شدند.

در سال ۱۳۱۶ این جواهرات به بانک ملی ایران انتقال یافت و در آن زمان به عنوان پشتوانه پول ملی محسوب می‌شد. در سال ۱۳۳۹ با افتتاح بانک مرکزی در صیانت آن قرار گرفت.

تخت خورشید یا تخت طاووس

تخت طاووس

 

خوش آمدگویی گنجینه را به عهده “تخت طاووس” گذاشته‌اند، با خورشیدی که صدر نشین آن بر قبله عالم می‌تابد. البته که این تخت طاووس با آنکه نادر شاه از هند آورد فرق می‌کند. آن دیگری پس از کشته شدن نادرشاه تکه تکه شد و به یغما رفت. .فتحعلی شاه قاجار دستور ساخت این تخت زیبا را به نام “تخت خورشید” داد. تختی چوبین و طلاکاری شده مرصع به سنگ‌های پادشاهی کهن ایران که اکنون بیش از آنکه از شکوه و جلال شاهان سخن بگوید از هنر دست هنرمندان و صنعتگران سخن می‌گوید.

فتحعلی شاه پس از ازدواج با “طاووس تاج الدوله” نام آن را به “تخت طاوووس” تغییر داد.

محل نگهداری تخت طاووس پیش از انتقال به خزانه جواهرات ملی در کاخ گلستان بود. اکنون یک نمونه کوچکتر آن در تالار سلام کاخ گلستان وجود دارد.

غرق در چند ده هزار قطعه سنگ و جواهر قیمتی!

موزه جواهرات ملی

وارد سالن اصلی که می‌شوید به ترتیب انواع گنجینه‌ها از ظروف غذا، کوزه قلیان‌ها، شمعدان و اسفنددان، تنگ، آفتابه و لگن مرصع است که خودنمایی  می‌کند. از این همه تکلف و تجمل سرتان گیج نرود که حتی کاور سنگ پا و تزیینات اسب‌ها هم مرصع به سنگ‌های قیمتی هستند.

گنجینه فیروزه، گنجینه زمرد، گنجینه یاقوت و دریای مرواریدها… یکی پس از دیگری. و الماس‌ها چه خوش می‌درخشند!

انفیه‌دان‌ها که انگار تمامی ندارند!

شمشیر و خنجر و بازوبند و سپر و انواع سلاح مرصع ردیف شده اند و سردمدارشان شمشیر” نادر” است که یکدست مزین به۱۸۶۹  قطعه الماس است!

انواع سنجاق و ساعت وجقه‌های شاهی آنقدر زیاد است که دیگر به چشم نمی‌آید.

در ویترینی دیگر جبه و شنل‌های پهلوی و قاجار که در مراسم تاجگذاری استفاده می‌شدند و از حجم مرواریددوزی‌هایشان کاملا مشخص است که چقدر سنگین بوده اند بر روی دوش شاهان!

سریر پرتابل سلطنتی!

تخت نادری در موزه جواهرات ملی

در این میان به تخت نادری می‌رسید. وجه تسمیه آن نادر و کمیاب بودنش است. این یکی نیز به دستور “فتحعلی شاه” ساخته شده است و این بار برای اوقاتی که به شکار وییلاق و اردوهای لشگری می‌رفتند. پس هنر سازنده در ویژگی مسافرتی بودنش نمایان شده است. تخت نادری از ۱۲ قطعه مجزای چوبی ساخته شده است تا حمل آن براحتی میسر شود.

دو اژدها در دو طرف و یک پلنگ در زیر پله اول و دو طاووس در بالای تخت که همگی طلاکاری شده و مرصع به سنگهای قیمتی هستند، شکوه و قدرت شاه را به رخ می‌کشیدند یا که محافظ او بودند؟

تخت نادری نیز پیش از تدوین قانون خزانه جواهرات بانک ملی در تالار سلام کاخ گلستان قرار داشت و آخرین بار محمد رضاشاه پهلوی در مراسم تاجگذاری خود از این تخت استفاده کرد.

ناصرالدین شاه کره زمین را هم مرصع کرد!

پشت سرتان را نگاه کنید، روبروی تخت نادری کره جغرافیایی جواهرنشان با ۳۴ کیلوگرم طلا و ۳۶۵۶ گرم جواهر بالغ بر ۵۱۳۶۶ قطعه الماس و زمرد و یاقوت، هر دانش آموز سربه هوایی را می‌توانست مشتاق یادگیری جغرافیا بکند. این یکی به دستور “ناصرالدین شاه” ساخته شد. هم او که بسیار شیفته هنر فرنگ گشت و هنر هفتم برایمان سوغات آورد. البته این کره به لحاظ تناسبات و نقشه دقیق نیست و یک اثر دکوراتیو تجملانی است.

پیوند ایران و انگلیس را به خوبی  می‌توان در آن دید که این دو را بر روی  کره با الماس نشان داده اند. تهران را با یاقوت معروفی به نام “اورنگ زیب” نشان داده اند و کوه دماوند را با یاقوتی درشت.

تاج و نیمتاج های سلطنتی

موزه جواهرات ملی

گنجینه‌های تاج و نیمتاج و جواهرات پهلوی یکی پس از دیگری در ویترین‌ها چیده شده‌اند. اگر اهل تاریخ هنر باشید متوجه تفاوت‌های سلیقه و نگاه هنر پهلوی و قاجار خواهید شد. همچون سایر زمینه‌ها در اینجا نیز به خوبی می‌شود دید هنر پهلوی سعی در استفاده از عناصر و خط مشی هنر ایرانی در ادوار مختلف به خصوص هنر دوران هخامنشیان و ساسانیان دارد  و آنها را به روز رسانی کرده با طراحی مدرن و متجدد بر پایه‌های تمدنی چند هزارساله ارایه می‌دهد.

در این میان “تاج پهلوی” و ” تاج فرح” بر همین اساس طراحی و ساخته شده‌اند.

دریای نور

دریای نور

دور که تمام می‌شود، در میانه سالن نوبت به دردانه گنیجینه، الماس صورتی کمیاب “دریای نور” می‌رسد. ” دریای نور” در دوران ناصرالدین شاه در قابی از شیر و خورشید قرار گرفت تا بر روی کلاه شاه قرار بگیرد. گویی دیگر بازو بند مرصع از مد افتاده بوده است!

افسانه‌ها  می‌گویند “دریای نور” ۱۰۰۰ سال پیش کشف  واستخراج شد و بر دسته شمشیر افراسیاب بوده است که رستم در جنگ با تورانیان آن را تصاحب  می‌کند و در حمله تیمور به ایران، به هند می‌رود و به دست محمد شاه می‌رسد. اما آنچه مستند است این است که “دریای نور” و” کوه نور” دو یار قدیمی هستند که در میان غنایم بدست آمده از حمله نادر شاه به هند روانه ایران شدند. البته این دو از لحاظ رنگ و تراش شباهتی به هم ندارند.

اما ماجراهای بسیار از سر گذرانده اند. پس از قتل نادر شاه الماس کوه نور به همراه بخش دیگری از جواهرات توسط احمد بیک افغان از ایران خارج شدند و دیگر هرگز برنگشتند.  “کوه نور ” به احمد شاه درانی، سپس شاه شجاع و پس از آن شیر پنجاب هندی افتاد و در نهایت کمپانی هند بریتانیایی شرقی آن را تصرف کرد و در مراسمی به ملکه ویکتوریا هدیه شد و اکنون بر روی تاج ملکه در برج لندن نگهداری می‌شود. اما “دریای نور” در ایران ماند و از شاهی به شاه دیگر رسید.

وزن دریای نور ۱۸۲ قیراط است. “توارنیه” سیاح فرانسوی در کتاب خود از الماسی صورتی رنگ سخن می‌گوید که درسال ۱۶۴۲ میلادی در شرق دیده است و ۲۴۲ قیراط وزن دارد و آن را الماس یا لوح بزرگ می‌نامد.

( (grand table diamond. نقشه و اندازه‌های این الماس که تارونیه آن را شرح داده است، دانشمندان کانادایی را بر این باور داشت که “دریای نور” و” نورالعین” در اصل یکی بوده اند که بعدها به دو قطعه تقسیم شدند. “نورالین” را می‌توانید در همین موزه بر روی نیم تاجی که فرح پهلوی در مراسم ازدواجش ستفاده کرد مشاهده کنید.

خوب، سفرمان به تاریخی درخشان و گرانبها تمام شد. توصیف آن همه جواهر در این مقال نگنجد و من تنها به گزیده ای از آن دانه درشتهایش اشاره کردم.

از سالن خارج می‌شویم و نگاهی مجدد به تخت طاووس یا همان تخت خورشید و میز و صندلی کنار آن نگاهی می‌اندازیم. انواع افکار به ذهنمان می‌آید. می‌توان نظر بازدیدکننده‌ها  که از کنارمان رد می‌شوند را در این لابلا گاهی شنید.

یکی از هنر دست هنرمندان می گوید. یکی از این همه تجمل شاهان افسوس خوران می گذرد. یکی از قحطی و فقر مردمی در طول تاریخ می گوید که روحشان هم از وجود چنین گوهرهایی خبر نداشته است. یکی در عجب است که چطور این جواهرات هنوز حفظ شده اند! دیگری  در حسرت داشتن یکی از آن یاقوت‌هایی است که بر روی درپوش ظروف غذا بود تا به گردنش آویزد. مرواریدها در ذهن آن دیگری می‌غلطند. یکی در آبی فیروزه‌ها غرق شده است و دیگری در برق الماس‌ها گرفتار!

به آرامی پله‌ها را بالا می‌آییم و از گیت‌های مغناطیسی رد می‌شویم. جواهرات ملی یعنی “جواهراتمان” را به همراه تاریخش پر فراز و نشیب کهن‌اش به گاوصندوقی که درونش بودیم می‌سپاریم تا از آنها محافظت کند و خود از درب خارج می‌شویم.

ساعت کار موزه جواهرات ملی

ساعات بازدید از خزانه جواهرات ملی شنبه تا سه شنبه از ساعت ۱۴ تا ۱۶:۳۰ است.

تعطیلات رسمی نیز تعطیل است.

آدرس موزه جواهرات ملی

آدرس موزه جواهرات ملی: خیابان فردوسی، پایین‌تر از چهارراه استانبول. ساختمان بانک مرکزی.

اگر جایی در خیابان جمهوری هستید می‌توانید خود را با اتوبوس به چهارراه استانبول برسانید.

اگر از مترو استفاده می‌کنید، از ایستگاه سعدی یا فردوسی و یا امام خمینی با اتوبوس و تاکسی می‌توانید خود را به موزه برسانید. اهل پیاده روی هم اگر باشید از ایستگاه سعدی و یا فردوسی حدود ۱۰ دقیقه پیاده طول می‌کشد.

برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به سایت بانک مرکزی روجوع کنید: https://www.cbi.ir/page/1397.aspx

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. من دیوانه وار فقط نگاه میکردم.ادم میتونه هرکدوم ازاین جواهرات رو از کاور سنگ پا گرفته تا عینک های جواهر.از افتابه لگن ها گرفته تا سرقلیان ها و تنگ های قلیان رو سالها نگاه کنه و پلک نزنه.من هفته ای یکبار بایید به این موزه برم.