مارکوه رامسر

همه چیز درباره مارکوه رامسر و قلعه تاریخی آن

بر بلندای مارکوه رامسر یکی از زیباترین مناظری که تا به حال دیده‌اید را خواهید دید. جایی که سبزی گیاهان با آبی دریا به هم می‌رسند و نفس را در سینه حبس می‌کند. اما این همه چیز درباره مارکوه رامسر نیست. همه‎ ما کم و بیش نام رامسر را شنیدیم. یکی از قطب‎های گردشگری از زمان قدیم تا به امروز. خیلی از ماها یا به اینجا سفر کردیم یا به عنوان یک مسیر حداقل از آن عبور کردیم.

اما امروزه رامسر را به چه می‌شناسیم؟ به سرسبزی کوهایش، آبی بودن دریایش و یا پهناوری ساحلش؟

درست است، رامسر پر است از مناظر طبیعی، اما به جز اینها رامسر جاذبه‌ تاریخی نیز دارد. قدیمی‌ترین آن قلعه‌ مارکوه رامسر است که از سالهای بسیار دور بر فراز کوهی در کتالم به جا مانده است.

موقعیت جغرافیایی مارکوه رامسر

در پنج کیلومتری شرق رامسر و در غرب شهرستان تنکابن، کوهی سرسبز وجود دارد که به مارکوه یا مالکوه معروف است. عده‎ای معتقدند چون در این کوه مار زیاد بوده به آن مارکوه می‎گفتند اما در گویش محلی مار اینگونه تلفظ نمی‌شود و این نظریه را رد کردند. عده‌‌ دیگری می‌گفتند در زمان‌های قدیم مردم اموال خود را آنجا دفن می‌کردند تا از غارت در امان بماند به همین دلیل به مالکوه معروف بوده است. اما همه اینها نظرات بومیان است و سند محکمی برای علت نام‌گذاری نیست!

مارکوه در رامسر

مارکوه رامسر علاوه بر نمایان بودن از داخل شهر از فاصله چند کیلومتری شرق و غرب رامسر نیز قابل رویت است. مارکوه در جنوب جاده رامسر-تنکابن و در شرق شهر کتالم مانند شیری خفته در دل کوه به نظر می‌رسد که پشت بر کوه البرز و رو به دریای خزر دارد.

مارکوه از شمال با روستاهای نیاسته، پوده و میانهاله، از شرق با رودخانه نسارود و روستای چهل‌شهید از غرب با روستای کوزه‌گر محله کتالم و از جنوب با روستاهای تجن و تلارسر همسایه است.

پیکره اصلی کوه از سنگ‌های آهکی است. پوشش گیاهی آن درختچه‎های شمشاد و درختان جنگلی تشکیل می‌دهد. متاسفانه در سال‌های اخیر بخش‌هایی از این کوه توسط اهالی و کشاورزان تبدیل به باغات مرکبات و چای شده است.

قلعه مارکوه رامسر ثبت شده در تاریخ

قلعه مارکوه رامسر با شماره ۳۴۸۴ در اسفند ماه سال ۱۳۷۹ به عنوان یک اثر تاریخی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. متاسفانه محافظت و مرمت خاصی از این قلعه به عمل نیامده که همین امر موجب تخریب بخش زیادی از این آثار باستانی شده است. بنایی که امروزه باقی مانده است و به وضوح می‌توانید ببینید پله‎های هستند که به برج‌های جنوب شرقی و غربی می‌رسند. ورودی قلعه مارکوه رامسر و دیواری که دور تا دور آن بوده. و همینطور اتاقکی که مرمت و بازسازی شده و تبدیل به محلی برای سکونت نگهبان آنجا شده است.

قلعه مارکوه رامسرهمچنین آثاری که در اینجا یافت شده شامل قطعات و گنگ‌های سفالی بوده که احتمال این را به وجود آورده که  آب مصرفی قلعه مارکوه رامسر را از چشمه‎های دور دست می‎آوردند.

البته آثار به جا مانده از چاه و سردابه نیز وجود دارد که اوایل آنرا به اشتباه تونلی فرض کرده بودند که به باغات اطراف راه داشته و برای زمان فرار از آن استفاده می‎کردند اما بعد از بررسی‎ها مشخص شد فقط سردابه است و تونلی در کار نیست.

مارکوه رامسر در گذر زمان

آگاهی تاریخی درباره مارکوه پیش از دوره مغول بسیار محدود است. و مطلب زیادی درباره سرگذشت دژ پیش از حمله مغول وجود ندارد. اما عده‌ای از تاریخ‌شناسان آن را به اسماعیلیان نسبت می‎دهند. کسانی که به ساخت قلعه‎ها بر بلندی کوه‎ها شهرت داشتند. مبارزان و فدایان اسماعیلی با تصرف این دژ توانایی و نیرومندی مضاعف پیدا کردند، چون بیشتر آنان با تصرف قلعه الموت بر جاده ابریشم و نقاط مرکزی ایران تسلط پیدا کرده بودند  با این پیروزی بر بخشی از شمال نیز مسلط شدند در واقع دژ «مارکوه» که گلوگاه دیلمان و طبرستان و گیلان بود به تصرف فداییان درآمد. طبق کتاب “قلعه‎های باستانی تنکابن”  در این قله حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ سرباز زندگی می‌کردند.

همچنین یکی از دلایل ساخت قلعه بر فراز کوه‌ها استفاده از “تلگراف بصری” بوده است. به این معنا که در مواقع لازم آتشی روشن می‎کردند و با دود به قلعه بعدی پیام را مخابره می‌کردند و این کار تا رسیدن خبر به مرکز اصلی، قلعه به قلعه ادامه داشته است.

تفریحگاه مارکوه رامسر

میرزا حسن خان اعتماد السطنه، از نویسندگان و جغرافی‎دانان مشهور دوره قاجار، که خودش از نزیک قلعه مارکوه رامسر را دیده در کتاب «مرات البلدان» پارگرافی نوشته است که به نظامی بودن قلعه مارکوه اشاره دارد:

«در تنکابن کوهی است موسوم به مارکوه و دخمه‎های متعدد دارد و شب‎پره زیادی در این دخمه هاست که خود را به آدم و چراغ می‎زنند و مانع دخول به دخمه‌ها می‎شوند. بالای این کوه جایی است مشهور به «نقاره خانه» هرگاه سنگی بر آن موضع بزنند، صدایی مانند صدای طبل حادث می‌شود و تا نیم فرسخ راه آن را می‌رود.»

اما کتاب دیگری که در آن به اسماعیلیان اشاره داشته است”زیده التواریخ”  نوشته عبدالله کاشانی است که این چنین گفته‎:

«این دژ را سعادت کوه می‎خوانده‎اند، اما پیش از آن، آنرا قلاچکوه می‎گفتند و بعد نام مارکوه گرفت و پس از تسلط اسماعیلیان آن را «مبارک کوه» نام نهادند. »

نام‎هایی که اسماعیلیان برای این دژ انتخای کرده بودند، نشان دهنده‎ی شور و حرارت آنان است و همچنین امیدواری بزرگی که به پیروزی‎های محلی بسته بودند.

زیبایی‎های طبیعی قلعه مارکوه رامسر

از تاریخی بودن این دژ بگذریم، کمی به زیبایی‎های طبیعی آن بپردازیم. بعد از اینکه از روستای کتالم به دامنه مارکوه رسیدین دیگر وقت پیاده‎روی است یا شاید بهتر باشه بگوییم پله‎نوردی! رو به روی خود پله‎های سیمانی را می‎بینید که تا رسیدین به قلعه ادامه دارد. تعداد پله‎ها مانند «قلعه رودخان» زیاد نیست و شاید در ۱۵ دقیقه بتوانید پله‎ها را طی کنید.

راه سنگی قلعه مارکوه رامسر

اما پیشنهاد من سه برابر کردن این زمان برای رسیدن به قلعه است. فقط به فکر مقصد نباشید و از زیبایی‎های بین مسیر نهایت لذت را ببرید. کمی که بالاتر می‌روید خود را احاطه شده در بین بوته‎ها و درختان می‌بیند، گویی که در دل جنگل هستید. گه‌گداری نیز به پشت سر خود نگاه کنید، راحت می‎توانید باغات روستاهای اطراف را ببینید. اما لحظه باشکوه آنجاست که می‌رسید به بالای کوه.

واقعا برای لحظه‎ای دهانتان از دیدن این همه زیبایی باز می‌ماند. یادم می‌آید برای اولین بار که به قلعه مارکوه رفتم  وقتی این منظره را دیدم به معنای واقع دیگر توان حرکت نداشتم، مبهوت این همه زیبایی در یک قاب بودم. تمامی باغات، روستاها، مزارع کشاورزی تا ساحل و دریا به راحتی مشخص بود. هرچقدر تشخیص مرز بین مزارع از آن ارتفاع راحت بود در عوض تشخیص آسمان و دریا از یکدیگر سخت بود! آنچنان در آبی بودن باهم مسابقه گذاشته بودند که به سختی می‌توانستم مرزی برای جدایی آنان پیدا کنم.

منظره مارکوه رامسر

اما این تمام زیبایی نبود، وقتی سرم را برگرداندم ابهت کوه‎های البرز آن هم با فاصله‎ی کم واقعا خیره کننده بود. برایم مثل یک بازی باور نکردنی شده بود، با یک حرکت سر، دریا را می‌دیدم که در نهایت با آسمان یکی شده، با حرکت بعدی کوه را که در دل آسمان جا خشک کرده است. اما هر چه بگویم حق مطلب را ادا نکردم.

استراحتی دل‎چسب در میان تاریخ و طبیعت

به قلعه مارکوه رامسر که رسیدین اگر خوش‌شانس باشید چای آتشی نگهبان قلعه نصیبتان می‌شود. گاهی آتشی در وسط حیاط قلعه برپا می‌کند و بساط چایش را آماده می‎کند. و اگر سر کیف باشد داستان‎هایی نیز برای تعریف کردن دارد. «ناجی خان» هیچ حقوقی بابت نگهبانی قلعه مارکوه رامسر دریافت نمی‌کند و این کار را به دلیل علاقه‌اش انجام می‌دهد. خودش می‎گوید که غریق نجات دریاست (به همین دلیل به ناجی خان معروف است) و زمان آزاد خود را اینجا می‎گذراند.

استراحتگاه مارکوه رامسر

در کنار اتاقی که بازسازیی و مرمت شده برای نگهبان قلعه، سعی کرده است ایوانی درست کند مسقف با مبل و صندلی‌هایی که شاید قدمتشان کمتر از خود قلعه نباشد!. بماند که به شیوه‌ی خود تزییناتی را نیز برای این ایوان انجام داده است.اما همه‎ی این ها در نهایت باعث به وجود آمدن مکانی دنج برای استراحت کردن و چای نوشیدن شده است.

مارکوه رامسر در یک نگاه

مارکوه را حتی از داخل شهر رامسر هم می‌توانید ببینید اما به همین بسنده نکنید و زمانی را برای آرامش خود در دل تاریخ و طبیعت کنار بگذرانید. برای رسیدن به این مکان علاوه بر تابلوهای راهنما، می‎توانید از گوگل‎مپ کمک بگیرید. و یا  از افراد بومی بپرسید تا شما را راهنمایی ‎کنند.

عکس‌ها: سما درودی

منبع: قلعه‎های باستانی تنکابن تاریخی_ دکتر عباس پناهی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *