طبیعت گردی

گشتی در محله درکه تهران

درکه تهران از محله‌ها و مناطق ییلاقی کوهپایه‌ای شمال تهران و منطقه شمیرانات است. اینکه امروز بتوانیم نام این منطقه را روستا، محله، ییلاق یا صرفا یک مسیر پیاده‌روی در دل کوه بگذاریم کار بسیار سختی است. شاید برای اینکه درکه هم مثل تمام نقاط تهران و مخصوصا تمام نقاط اطراف تهران دچار یک دوگانگی بزرگ و انکار ناپذیر است. دوگانگی‌ای که این محلات را در هویتشان بین شهر شدن یا روستا ماندن معلق می‌کند. درکه تهران به همان اندازه که شهر است و شهریت از تمام وجودش می‌بارد، روستاست.

همانقدر در قسمت‌های شمالی آن احساس قدم زدن و نفس کشیدن در یک روستا به دور از پایتخت را داری که احساس بودن در یک شهر. به هر حال اسم درکه را هر چیز که بگذاریم و هویتش را هر چیزی که فرض کنیم درکه امروز یکی از محله‌های منطقه دو شهرداری تهران بزرگ و در شمال غرب میدان تجریش قرار دارد و در انتهای شمالی‌اش به رشته‌کوه‌های البرز می‌رسد.

چرا به درکه تهران می‌رویم؟

در عین اینکه درکه ابتدای یک مسیر کوهنوردی حرفه‌ای است باز هم در میان باقی مسیرها هویت تفریحی بودنش بیشتر شناسانده شده و بیشتر کسانی که هر روز و مخصوصا آخر هفته‌ها به درکه می‌روند برای یک پیاده روی ساده و سبک به قصد رسیدن به یکی از کافه رستوران‌های دل کوه به آنجا می‌روند.

محله قدیمی درکه تهران

برای رفتن به درکه تهران می‌توان دلایلی مختلفی داشت. اگر یکی از آن کسانی باشید که صرفا عاشق گشت و گذار در محله‌های قدیمی و سر درآوردن از راز کوچه پس کوچه‌ها و آدمهایش هستید، کوچه‌های درکه و تاریخ شفاهی آن که در سینه تک تک پیرمردان و پیرزن‌هایش است یک سرگرمی و حال خوب بزرگ است.

اگر از آن دسته طبیعتگرد‌های پایتخت نشین هستید که در همه روزهای سال امکان رفتن به طبیعت و بیرون زدن از شهر را ندارید، درکه تهران می‌تواند برایتان مثل یک مسکن ضعیف عمل کند. یک طبیعتگردی سبک و چند ساعته‌ی آخر هفته که کمی کمبود طبیعت خونتان را جبران و انتظار برای فرارسیدن تعطیلات طولانی‌تر و طبیعتگردی‌های هیجان‌انگیزتر را بیشتر کند.

اگر کوهنورد یا علاقه‌مند به کوهنوردی هستید و بعضی وقت‌ها کمتر حوصله پیمایش‌های جدی را دارید، درکه برای شما هم یک گزینه خوب است.

اگر نه اهل ورزشید، نه اهل محله گردی و تاریخ و فقط دلتان می‌خواهد این آخر هفته کمی از دود و دم و استرس تهران بیرون بزنید و کمی با آدمهایی که دوستشان دارید راه بروید یا به تنهایی و در خلوت و سکوت چند ساعتی را بگذرانید و هر جا هم خسته شدید یا نفستان سنگین شد در یک کافه بشینید، خوش بگذرانید و ریلکس کنید، باز هم درکه می‌تواند گزینه خوبی برای شما باشد.

از آنچه بر درکه تهران گذشته بدانیم

در مورد پیشینه و تاریخ درکه به عنوان روستا و بعدها به عنوان محله حرف و حدیث‌ها زیاد است. قول رایج در مورد درکه این است که از زمان بالا رفتن جمعیت ساکنین و تبدیل شده منطقه به یک روستا حدود ۹۰۰ سال می‌گذرد. پیش از آن تعداد محدودی خانواده در کوهپایه ساکن بودند. محلی‌ها معتقدند ماجرای شکل‌گیری درکه به عنوان روستا از زمان پناه آوردن امامزاده والی به کوهستان‌های آن اطراف شروع می‌شود. مردم به مرور به سیره امامزاده علاقه‌مند می‌شوند و تصمیم می‌گیرند برای نزدیکی به او در اطراف محل زندگی‌اش خانه بسازند.

کوهنوردی در درکه تهران

بعدها پس از مرگ امامزاده، بقعه‌ای روی مزارش ساخته می‌شود و مردم بیشتری در اطراف آن ساکن می‌شوند. کم کم بازار، حمام، مسجد، حسینیه و هر آنچه برای شکل گیری یک محله لازم است اطراف امام زاده ساخته و روستای درکه و بعدها محله درکه به عنوان بخشی از تهران شکل می‌گیرد.

در مورد نامگذاری محله درکه می‌گویند به احتمال زیاد این نام از دره‌چه و با اشاره به دره‌های بین کوه‌ها که در این منطقه زیاد هم هستند، می‌آید که در گویش محلی به مرور به درکه تغییر کرده. البته عده‌ای هم معتقدند این نام از درگ که نوعی کفش کوهنوردی است آمده و اشاره مستقیم به مسیر کوهنوردی آن از گذشته تا به امروز دارد.

کارهایی که نباید بدون انجامشان درکه را ترک کنیم

اینکه در محله درکه چه کار کنیم و کدام یک از جاذبه‌ها را بیشتر مد نظر قرار دهید بستگی مستقیم به علایق شما دارد. اما همانطور که در بالا هم گفتیم خوبی درکه این است که می‌تواند سلایق مختلف را پوشش دهد.

با غذاهای خیابانی سر و دلتان را گرم کنید

تهران به نسبت وسعتش معدود مناطقی برای تجربه غذاهای خیابانی دارد که فرصت خوشی‌های شکمی و در عین حال دسته جمعی را برای مردم فراهم کند. با این حال درکه یکی از همان معدود جاهاست. اگر زیاد اهل رستوران گردی نیستید و بیشتر غذاهای خودمانی خیابانی را دوست دارید، اگر دلتان می‌خواهد غذاها را به جای محیط‌های ایزوله در خیابان یا در مسیر پیاده روی و در کنار بقیه تجربه کنید درکه برای شما یک بهشت برین است.

رستوران های درکه تهران

از خوراکی‌های خیابانی درکه در فصل گرم سال می‌توان به انواع میوه‌های نوبرانه مثل توت، شاتوت، چاقاله بادام و گردو، انواع آلوچه، لواشکها و ترشیجات و آبمیوه و بستنی‌های مختلف اشاره کرد.

در فصل‌های سرد کمی خوراکی‌ها رنگ و بوی دیگری می‌گیرند. لبو، باقالی، انواع آش‌ها، سوپ، عدسی و نوشیدنی‌های گرم مانند چای و قهوه پرطرفدارهای این فصل هستند.

دکه های درکه تهران

غذاهایی هم هستند که وجودشان در درکه هیچ فصل و زمان خاصی نمی‌شناسند. مثل انواع کباب، جگر و جوجه که توسط دستفروش‌ها فروخته می‌شوند و بساط منقلشان همه جای درکه قابل رویت است و اصلا برای خیلی‌ها نام درکه یادآور تصویر، بو و طعم آنهاست.

اگر اهل غذاهای خیابانی هم نباشید باز راه رفتن در کنار بساط فروشنده‌ها و نگاه کردن به آن همه رنگ حالتان را جا می‌آورد. انگار تجربه غذاهای خیابانی در درکه فقط منحصر به خوردن آنها نیست. یک لذت عمومی است که به یک اندازه نصیب آنها که می‌خورند و نمی‌خورند می‌شود.

هر چند با عقل سلیم سازگار نیست اما اگر اهل قلیان باشید باز هم درکه و آب و هوایش می‌تواند برای قلیان کشیدن ایده‌آل باشد. تقریبا تمام سفره‌ خانه‌های درکه قلیان با اسانس‌های مختلف سرو می‌کنند.

در درکه تهران رستوران‌گردی و کافه‌گردی کنید

رستوران‌ها و کافه‌های درکه بی‌شمارند. بعضی‌هایشان فضاهای بسته و کمی لوکس‌تر دارند و بعضی فضاهایی در دل کوهپایه با منظره کوه دارند. اگر اهل خوشی‌های شکمی در محیط‌های لوکس هستید و در عین حال دوست دارید این محیط را در میان طبیعت یا بعد از یک طبیعت‌گردی مفصل تجربه کنید از رستوران‌های درکه می‌توانید حسابی لذت ببرید.

کوه درکه تهران

از بهترین رستوران‌های درکه می‌توان به شاندیز صفدری، مانلی، پاسیالیز، گلنار و باغ رستوران صفا اشاره کرد. این‌ها در بین بقیه کمی لوکس‌تر هستند که در ابتدای مسیر و قبل از شروع مسیر پیاده‌روی می‌توانید به آنها سری بزنید. حدود قیمتی این رستوران‌ها کمی بالاست که با توجه به فضایشان طبیعی به نظر می‌رسد.

رستوران های درکه تهراناگر دلتان سفره‌خانه‌هایی کمی خودمانی‌تر می‌خواهد می‌توانید مسیر پیاده‌روی را شروع کنید و در میان مسیر کوه به آنها سر بزنید. از بهترین این سفره‌خانه‌ها می‌توان به کوهپایه و البرز اشاره کرد. سفره‌خانه‌های کوهستانی طیف وسیع‌تری از قیمت‌ها را در منویشان کنار هم  دارند و برای هر نوع بودجه‌ای می‌توانند مناسب باشند.

اگر اهل کافه گردی باشید در ابتدای مسیر روستا یک کافه زیبا، کوچک و دنج هم هست که کمتر کسی ممکن است عاشق فضایش نشود. کافه نیکو خیلی فضای کوچکی دارد. اما همین کوچکی گرما و زیبایی خاصی به آن داده. جلوی در ورودی کافه و رو به رودخانه و کوه چند میز و صندلی برای آنهایی که دلشان هوای تازه بیرون را می‌خواهد گذاشته‌اند و در فضای کوچک داخلش هم چند میز و صندلی دیگر برای ‌آنهایی که سردشان شده یا به فضاهای بسته علاقه‌مندند در نظر گرفته‌اند.

کافه نیکو در درکه تهران

فضای داخلی و بیرونی کافه نیکو چوبی است و دقیقا حسی از نشستن در یک کلبه چوبی کوهستانی را القا می‌کند. کلبه‌ای با پنچره‌های رو به کوهستان و جنگل که نور طبیعی‌اش را از همان پنجره‌ها می‌گیرد و آدمها را به دل کتاب‌داستان‌های کودکی‌هایشان پرتاب می‌کند.

منوی کافه نیکو هم بسیار خلاق است. مثلا می‌توانید تصور کنید نام یک نوشیدنی این باشد؟ «اگر روز پر استرسی داشتی، تو ترافیک موندی، دعوات شده و حالت خوب نیست»

یا یک نوشیدنی با نام «برای اونا که حالشون خوبه»!

اینها و کلی ترکیبات خلاقانه دیگر را در کافه نیکو می‌توانید تجربه کنید.

به جز نوشیدنی‌های سرد و گرم، میان‌وعده‌های فرنگی و انواع کیک و دسر، غذاهای خانگی مثل کتلت، کشک بادمجان و انواع سوپ و آش را هم می‌توانید در منو ببینید که تقریبا همه‌شان در کنار هم برای راضی کردن هر سلیقه‌ای می‌توانند کافی باشند.

حدود قیمت‌های کافه نیکو مناسب و در بین کافه‌های تهران می‌تواند متوسط رو به پایین دسته‌بندی شود.

در کوچه باغ‌ها عمدا گم شوید

مسیر مستقیم و راه کوهنوردی درکه لزوما بهترین و زیباترین مسیر برای لذت بردن نیست. گاهی یک گم شدن تعمدی می‌تواند شما را به جاهایی ببرد که فکرش را هم نمی‌کنید. درکه تهران پر از کوچه باغ است. کافی است از مسیر اصلی منحرف شوید و کوچه‌ها را بدون مقصد طی کنید. در میان پرسه‌هایتان به کوچه‌های بن‌بست اختصاصی که در دارند، به کوچه‌های پله‌دار باریک و طولانی که شبیه کوچه‌های آشتی‌کنان هستند، به درخت‌های خیلی قدیمی که بعضی‌هایشان آنقدر بزرگ شده‌اند که قطرشان طی سالها به حریم دیوار‌ها و حتی درها تجاوز کرده و از بین درهای آهنین عبور کرده‌ و بیرون آمده‌، به مردم با صفایی که کنار درهایشان دور هم نشسته‌اند، توی استکان کمرباریک چای می‌خورند و گپ می‌زنند و به بچه‌ها که هنوز هم مثل قدیم‌ها با هم قایم‌باشک و هفت‌سنگ بازی می‌کنند توجه کنید.

کوچه باغ های درکه تهران

درکه تهران سرشار از دوگانگی و تعلیق بین روستا و شهر بودن و مدرن و سنتی بودن است. این دوگانگی در بین مردم و کوچه‌ها به یک اندازه نمود دارد و شاید هیچ چیز جز کوچه‌هایی که از یک سرشان با کوچه‌باغ و کلبه‌های روستایی شروع می‌شوند و از یک طرفشان به آسمان‌خراش‌ها ختم می‌شوند نمود نداشته باشند.

به امامزاده محمد والی یا هسته اولیه درکه سر بزنید

اینکه درکه از خانه و بعدتر از محل دفن امامزاده والی، نوه امام سجاد شکل گرفته یک قول رایج و قوی است. در شهرسازی ایرانی بسیاری از شهرها بعد از اینکه به دلایل اقلیمی و در کنار آبها و رودها شکل گرفتند، در اطراف امام‌زاده‌ها به دلایل مذهبی ایجاد شدند. اینکه این روایت از تاریخ درکه تا چه حد استناد دارد به کنار اما اینکه امامزاده والی بخشی از هویت درکه را ساخته نمی‌شود نادیده گرفت.

اغلب ساکنین درکه از سادات هستند و نسل تمامی آنها به امام زاده والی می‌رسد. می‌گویند زمانی که امام زاده به درکه آمد، دو دختر جوانش را به عقد دو جوان درکه‌ای در آورد و نسل آن دو دختر هسته اصلی خانواده‌های درکه‌ای را تا به امروز شکل داده‌اند. خانواده‌های میرداماد، میرکرمی و میر مهدی از مهمترین فامیلی‌هایی است که در میان این خانواده‌های سادات دیده می‌شود.

امامزاده محمد والی درکه

در حیاط امامزاده چند قبر از اهالی درکه وجود دارد. از گذشته‌های دور مردم درکه عزیزانشان را در جوار امامزاده و در آن حیاط دفن می‌کردند که این سنت همچنان هم وجود دارد.

بنای فعلی امامزاده ساختمانی جدید به قدمت حدود پنجاه سال است. اما در حفاری‌های اطراف آن بقایایی از ساختمان اولیه آن و چند کتیبه به دست آمد که تا حدی به تاریخ آن مکان و اصالتش اشاره دارد.

مردم درکه به خصوص قدیمی‌ها هنوز هم برای زیارت و مراسم مذهبی مثل دعای توسل و ندبه به امامزاده می‌آیند.

بقایای حسینیه قدیم درکه را ببنید

درکه تا همین سال گذشته صاحب قدیمی‌ترین و یکی از بزرگترین حسینیه‌های تهران با قدمت ششصد سال بود. این حسینیه در یک آتش‌سوزی مهیب آسیب‌های جدی دید و متاسفانه هنوز بازسازی آن به سرانجام نرسیده است. در آتش‌سوزی حسینیه تعدادی الم و توق‌های قدیمی که همه از میراث درکه بودند نابود شدند. هنوز پیرمردهایی که در زمان سرپا بودن حسینیه آنجا رفت و آمد داشتند، جلوی خرابه‌های آن دور هم جمع می‌شوند و چای می‌خورند و گپ می‌زنند.

به موزه درکه سری بزنید

موزه کوچک درکه در میان همان کوچه پس کوچه های درکه است و پیدا کردنش هم اصلا سخت نیست. تقریبا هر جای درکه در حال قدم‌ زدن باشید چشمتان به تابلو یا فلشی به سمت موزه می‌خورد. آنقدر که تحریک می‌شوید بروید و پیدایش کنید. موزه درکه فقط آخر هفته‌ها باز است.

موزه درکه تهرانیک خانه سنگی که به قول بعضی قدیمی‌ترین خانه سنگی محله است را تبدیل به موزه‌ای از اشیای دیدنی و چیز‌هایی که فرهنگ درکه‌ای را ساخته‌اند کرده‌اند که دیدنش خالی از لطف نیست. به علاوه اینکه آنجه می‌توانید زیر کرسی بنشینید و یک چای خوش‌طعم قند پهلو هم بخورید.

در بازار کوچک درکه قدم بزنید

بازار درکه جز یک راسته کوچک از چند مغازه برای تهیه نیازهای اولیه مردم محله نیست. یک قصابی، یک نانوایی کوچک، یک خیاطی و چند سوپر مارکت که به کوچه حمام عمومی درکه ختم می‌شوند، همه بازار را ساخته اند.

بازارچه درکه تهران درست است که ذائقه همه ما با بازارهای بزرگ امروزی و مراکز خرید با شکوه حسابی تغییر کرده اما بازار درکه با همه کوچکی‌اش حال وهوای زیبایی دارد و نگاه کردن به مردم محلی و معاشرت با قدیمی‌ها در بازار بیشتر از هر جایی امکان‌پذیر است.

کوهنوردی کنید

کوه درکه

درکه برای کوهنورد‌ها مسیری منتهی به قله‌های چین‌کلاغ، دوشاخ و سیاه‌سنگ‌ها دارد. همینطور از مسیر درکه می‌توان تا بند گلارنگ، آبشار زیبای جوزک، اذغال‌چال، بند سیاه کرک و در نهایت به پناهگاه پلنگ‌چال رسید. اگر مسیرهای ساده کوهنوردی را ترجیح می‌دهید، درکه بهترین مسیر در میان کوه‌های تهران را برای شما دارد.

جنگل‌نوردی و طبیعت‌گردی کنید

درکه آبشارها، رودخانه‌ها و جنگلهای زیبایی در اطراف خود دارد. هر چند بهتر است با بلد محلی به این طبیعت زیبا سری بزنید اما به لطف انواع نقشه‌های آنلاین این کار چندان هم به تنهایی سخت نیست.

رود درکه تهران

جنگل کارا، آبشار جوزک، هفت چشمه، آب سپیدو، آبشار بند عبدالله و کفو از مهمترین و زیباترین این مناطق هستند.

در بین این مسیرها خرید میوه و داروهای گیاهی و کوهی را فراموش نکنید. هرچند مغازه مشخصی برای این کار وجود ندارد اما همواره محلی‌هایی هستند که به فروش این محصولات می‌پردازند.

مسیرهای دسترسی عمومی به درکه

برای رفتن به درکه بهترین راه این است که خودتان را به تجریش برسانید. از تجریش اتوبوس و تاکسی خطی به میدان درکه وجود دارد.

مسیرهای دسترسی به درکه تهران

از میدان درکه هم دو راه برای پیاده روی به سمت محله و مسیر کوه وجود دارد. اولی راهی از سمت جنوب میدان که از روستا می‌گذرد و با وجود طولانی بودنش بسیار زیبا‌تر است و دومی مسیری که از شمال شرق میدان شروع می‌شود و کمی کوتاه‌تر است.

هر دو این مسیرها در نهایت به یک جاده مشترک منتهی می‌شوند. حتی می‌توانید از مسیر جنوبی و طولانی‌تر بروید و از مسیر شمالی برگردید که چیزی از زیبایی‌های هر دو از دست ندهید.

بهترین فصل درکه تهران

مردم تهران تقریبا همیشه به یک اندازه به درکه می‌روند. زمستان‌های درکه سرد و پر برف است اما مناظر زیبایی دارد. یک لباس گرم و مناسب می‌تواند زمستان درکه را به راحتی قابل تحمل کند.

تابستان‌های درکه کمی شلوغ‌تر است و به دلیل سایه‌های دلنشین و خنکی منطقه شاید بهترین فصل برای فرار از گرمای تهران باشد.

بهترین فصل رفتن به درکه تهران

پاییزها درکه نارنجی پوش و شاعرانه می‌شود و قدم‌زدن در کوچه باغ‌هایش حال و هوای خودش را دارد و آدم خودش را می‌طلبد.

حرف زدن در مورد شکوفه‌های گیلاس و بادام در بهار به هیچوجه نمی‌تواند گوشه‌ای از زیبایی درکه را توصیف کند. شاید بهتر باشد هر جور که شده فروردینِ درکه را تجربه کنید.

درکه روزهای آخر هفته معمولا خیلی شلوغ است و اگر فرصتی در وسط هفته پیدا کنید حتما با آرامش بیشتری می‌توانید زیبایی‌هایش را تجربه کنید.

عکس‌ها: نگار علیزاده

نوشته های مشابه

یک نظر

  1. سلام ، خداروشکر از معدود سایت هایی بود که مطالبش اصیل و کپی نشده بود . ممنونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن