یوزپلنگ ایرانی

خارتوران؛ آفریقای ایران، زیستگاه اصلی یوزپلنگ آسیایی

اگر به دنبال سفرهای خاص و دیدن نقاطی از طبیعت هستید که شما را هرچه بیشتر با حیات‌وحش ایران آشنا کند، خارتوران قطعا انتخاب مناسبی برای شما خواهد بود. اگر کمی خوش شانس باشید و در زمان مناسبی به این منطقه حفاظت شده سفر کنید، ممکن است حیوانات زیادی را در طبیعت این منطقه به چشم ببینید.

برای رفتن به خارتوران چه کار کنیم؟

پیش از رفتن به منطقه خارتوران باید حتما با یک فرد محلی هماهنگی‌های لازم را انجام دهید زیرا شما برای ورود به هر منطقه حفاظت شده‌ای نیاز به مجوز ورود دارید. افراد محلی می‌توانند ترتیب گرفتن مجوز برای بازدیدهای نیم‌روزه را برای شما بدهند اما در صورتی که بخواهید در داخل منطقه حفاظت شده اقامت داشته باشید، باید خودتان اقدام به گرفتن مجوز کنید.

در نزدیکی خارتوران سه روستای توریستی وجود دارد که پذیرای مهمانان این منطقه هستند. روستای قلعه بالا، گیور و دزیان که البته ما روستای قلعه­ بالا را انتخاب کردیم که اولین روستایی است که در این منطقه توریستی شده است. در این روستا هم مهمان اقامتگاه آقای عبداله کیقبادی بودیم که خانه بسیار زیبایی به نام ارگ داشتند و غذاهای بسیار لذیذی برای ما تدارک دیده بودند.

شما باید شب را در یکی از روستاها اقامت داشته باشید و بعد صبح زود به سمت خارتوران راه بیافتید. در طول مسیر، علاوه بر راننده، یک محیط‌بان هم شما را همراهی خواهد کرد.

مجوزها و تجهیزات مورد نیاز سفر به خارتوران

خارتوران

همانطور که در بخش‌های قبلی اشاره شد، برای رفتن به منطقه خارتوران نیازمند مجوز هستید که حتما پیش از ورود خود به منطقه باید با یک محلی برای گرفتن آن هماهنگی‌های لازم را انجام دهید.

برای دیدن حیات‌وحش یک منطقه خاص بهتر است از لباس‌های استتار مناسب آن منطقه استفاده نمائید تا جانوران کمتر شما را تشخیص دهند و احتمال دیدنشان بیشتر شود. برای بازدید از منطقه خارتوران، لباس مناسب محیط بیابانی بهترین گزینه خواهد بود. به علاوه کلاه، عینک آفتابی و کرم ضد آفتاب هم باید حتما به همراه داشته باشید.

برای اینکه بتوانید از محیط لذت بیشتری ببرید، داشتن دوربین چشمی هم کمک زیادی به شما می‌کند و یا اینکه دوربین عکاسی با لنز مناسب داشته باشید تا علاوه بر دیدن موجودات زنده منطقه، بتوانید از ایشان عکاسی هم بکنید.

خارتوران کجاست؟

منطقه حفاظت شده خارتوران، دومین مجموعه حفاظت شده کشور از نظر وسعت و همچنین دومین منطقه زیست‌کره در جهان محسوب می‌شود. این پارک در منتهی‌الیه شرقی استان سمنان و همچنین جنوب‌شرقی شهرستان شاهرود قرار دارد و قسمت کوچکی از بخش شرقی آن در سبزوار استان خراسان رضوی قرار گرفته‌ است. این مجموعه در ضلع جنوبی جاده تهران- مشهد، شرق دهستان طرود، غرب دهستان زمان‌ها و شمال‌شرقی کویر مرکزی ایران واقع شده‌ است.

ماجرای بازدید از خارتوران

خارتوران

ما شب هنگام به راه افتادیم و صبح زود در شاهرود بودیم، پس از کمی استراحت به سمت جنگل ابر به راه افتادیم و بعد از کمی برف‌بازی و لذت از مناظر زیبای منطقه به سمت شهر برگشتیم. سپس نهار را در یکی از پارک‌های داخل شهر خوردیم و به سمت روستای قلعه بالا به راه افتادیم. برای رفتن به این روستا باید به سمت میامی پیش بروید و سپس وارد خروجی بیارجمند شوید و بعد تابلوهای خارتوران و روستای قلعه بالا را دنبال کنید. برای یافتن موقعیت این روستا می‌توانید به سادگی آن را روی نقشه در Google Maps پیدا کنید.

وقتی به روستای قلعه بالا رسیدیم، چیزی به شب نمانده بود و پس از خوردن یک چای دبش و تماشای غروب آفتاب، کمی در روستا قدم زدیم تا بهتر با کوچه‌ها و خانه‌های زیبای آن آشنا شویم. پیاده‌روی لذت‌بخشی بود و بعد از آن برای صرف شام به اقامتگاه بازگشتیم. غذا آش محلی و کوکو سیب‌زمینی بود که با سلیقه بسیار برای ما تدارک دیده شده بود. شام را نوش جان کردیم و به استراحت پرداختیم.

صبح ساعت هفت از خواب بیدار شدیم و وقتی که به سمت خارتوران به راه افتادیم، ساعت کمی از هشت گذشته بود. در طول مسیر کلی با آقای راننده صحبت کردیم و او هم برای ما توضیح داد که گردشگری این منطقه چقدر برایشان منفعت دارد و اینکه خودش دیگر به شکار نمی‌رود زیرا از زنده بودن موجودات این منطقه نان می‌خورد.

گرم صحبت بودیم که ناگهان حیوانی را روی کوه دیدم و تا از آقای راننده خواستم که ماشین را متوقف کند، دیدم که دوستانی که در عقب ماشین بودند هم متوجه حضور او شده‌اند و دائم به شیشه ماشین ضربه می‌زنند تا بایستیم. به سرعت از ماشین پیاده شدیم و دوربین‌ها را به دست گرفتیم تا از میشی که روی کوه ایستاده بود و همه جا را نظاره می‌کرد، بی هیچ سر و صدایی عکس بگیریم. خیلی هیجان زده شده بودیم و با اشتیاق بسیار منتظر دیدن باقی حیوانات بودیم.

خارتوران

همین که ماشین حرکت کرد، دوباره چند میش دیگر دیدم که در همان راستا از کوه بالا می‌رفتند، اما هرچقدر به آقای راننده ‌گفتم که ماشین را متوقف کند، گوشش بدهکار نبود، ترمز کوتاهی می‌زد و بعد می‌گفت نه بریم جلوتر ببینیم! خلاصه آنقدر اصرار کردم که بالاخره موفق شدم و از ماشین پایین پریدم. دسته میشی در نزدیکی میش قبلی در حال بالا رفتن از کوه بودند و صحنه فوق‌العاده‌ای ایجاد کرده بودند. پایین آن کوه هم جایی است که این حیوانات هر روز به آن نزدیک می‌شوند و از آن آب می‌خورند، بنابراین احتمال زیادی می‌رفت که در آنجا میش‌ها را ملاقات کنیم.

پس از عکاسی باز به راه افتادیم و به مرکز بازدیدکنندگان ذخیره‌گاه زیست‌کره خارتوران رسیدیم تا یکی از محیط‌بانان مهربان و وظیفه‌شناس خارتوران ما را همراهی کنند، اما پیش از آنکه به مسیر ادامه دهیم به ما اطلاع دادند که چند بچه آهو در آنجا نگهداری می‌شوند که از دست شکارچیان گرفته شده‌اند. وقتی به قفس دومتری آنها نزدیک شدیم، متوجه شدیم که دو بچه آهو، یک بچه جبیر و یک بچه میش در کنار هم زندگی‌ می‌کنند و برایمان توضیح دادند که شکارچی بی‌رحم، چطور مادر حیوان را به هلاکت می‌رساند تا بچه‌ها را به راحتی بگیرد و برای فروش و یا مقاصد دیگر با خود ببرد. از دیدن چهره‌های آن‌ها که با معصومیت تمام به ما نگاه می‌کردند، محزون شدیم و به راه افتادیم.

این بار هدف این بود که گور ایرانی را ببینیم و موفق شدیم. اما گورها به دلیل شکار بی‌رویه‌ در طول سالیان، بسیار از انسان گریزان هستند و تنها از فاصله چند کیلومتری می‌توانستیم آن‌ها را مشاهده کنیم. بدون دوربین هم دیده می‌شدند اما با دوربین چشمی و عکاسی، بهتر بود. با اینکه دلمان را صابون زده بودیم که گله آنها را از نزدیک ببینیم ولی این تعقیب و گریز هم جذابیت خودش را داشت. برایمان تعریف کردند که گله‌های گور ایرانی در گذشته ترس زیادی از انسان نداشتند و در تعداد زیاد از کنار مردم محلی عبور می‌کردند.

بعد از آن دوباره به محل آبشخوری برگشتیم که میش‌ها را دیده بودیم و تصمیم گرفتیم که این بار از کوه بالا برویم تا دید بهتری داشته باشیم؛ با اینکه آقای راننده به ما گفت که چون یک بار از آنجا رد شده‌ایم، دیگر حیوانی نخواهیم دید، اما امیدمان را از دست ندادیم و اتفاقا یکی از دوستان گله‌ای از کل و بز دید که به سرعت در کوه روبرو استتار پیدا کردند و متاسفانه ما موفق به دیدنشان نشدیم. بعد به سرعت پایین آمدیم و از کوه روبرو بالا رفتیم که شاید بتوانیم تعقیبشان کنیم اما دیگر اثری از آثارشان نبود. با خودمان فکر کردیم که بهتر است صبح خیلی زود به این منطقه بیاییم و در سکوت کامل منتظر رفت و آمدشان شویم که احتمال دیدنشان بیشتر باشد.

یک ماجرای غم‌انگیز

خارتوران

در طول مسیر که صحبت می‌کردیم، ماجرای غم‌انگیزی از شکار یک گور برایمان تعریف کردند. گویا چند سال قبل، دو جوان در منطقه خارتوران با موتورسیکلت، گوری را برای مدتی طولانی دنبال می‌کنند تا حدی که حیوان از نفس می‌افتد و بعد از اینکه به زمین می‌افتد، سرش را می‌برند.

بعد با خوشحالی به روستا برمی‌گردند و وقتی برادر یکی از آن‌ها می‌گوید که چرا گوسفندها را به چرا نمی‌بری، جوان پاسخ می‌دهد که به شکار گور می‌روم. اما برادر که نمی‌دانسته گور بیچاره قبلا شکار شده، برادر کوچکتر خود را تهدید می‌کند که با نیروی انتظامی تماس می‌گیرم و به خاطر این کار غیرقانونی آنقدر تو را تنبیه خواهند کرد که از زندگی سیر خواهی شد.

همینطور هم می‌شود و برادر با نیروی انتظامی تماس می‌گیرد و بعد از چند روز رد حیوان را پیدا می‌کنند و قاضی هم هر یک از آنها را به یک سال حبس و ۳۰ میلیون جریمه نقدی محکوم می‌کند تا به سزای اعمالشان برسند.

خبر این شکار واقعی است اما جزئیاتی که نقل شد ممکن است شایعات محلی باشد و این ماجرا را به تدریج در زمره افسانه‌های محلی ببرد.

افسانه‌های محلی خارتوران

خارتوران

یکی از کارهای جالبی که می‌توانید در سفرهای خود انجام بدهید این است که در مورد قصه‌ها و افسانه‌های منطقه از مردم محلی پرس‌وجو کنید و به پاسخ‌های جالبی برسید. شبی که در روستای قلعه بالا بودیم، چند داستان جالب در مورد حیوانات منطقه شنیدم.

در یکی از این افسانه‌ها گفته می‌شود که پلنگ‌ها عادت دارند که سالی یک مرتبه به صخره‌های نزدیک روستا بیایند و گربه شکار کنند زیرا عمرشان را طولانی می‌کند.

افسانه دیگری هم بود که راننده ماشینی که ما را به خارتوران برد برایمان تعریف کرد که البته از نظر ایشان این داستان واقعی بود. او می‌گفت که پلنگ‌ها پنج توله به دنیا می‌آورند اما سه تا از بچه‌ها همیشه مورچه‌ها را به خود جذب می‌کنند و می‌میرند و فقط دو توله باقی می‌مانند.

اما متاسفانه در باورهای محلی گرگ حیوان نانجیب و کینه‌ای است که وقتی به گله گوسفند حمله می‌کند، همه گوسفندها را می‌کشد. درست است که این مسئله بهای زیادی برای دامدار دارد و خسارات زیادی وارد می‌کند اما باید بدانیم که حیوانات مانند انسان‌ها نیستند که بخواهند از روی کینه به کسی آسیب بزنند و تنها از روی غریزه خود عمل می‌کنند.

گرگ‌ها هم وقتی وارد یک گله گوسفند می‌شوند، هول می‌کنند و چون این حیوانات شروع به فرار می‌کنند، آنها فکر می‌کنند که باید همه را از دم بکشند. اما مردم محلی، این حیوانات بی‌گناه را مقصر می‌دانند و سعی در کشتن آنها دارند که خود باعث از بین رفتن نسل گرگ‌ها و در نتیجه انقراض آن‌ها می‌شود.

نکات مهم در بازدید از خارتوران

حیات وحش خارتوران

به یاد داشته باشید که سفر به مناطق حفاظت شده به جهت دیدن حیات‌وحش این منطقه است پس شما باید سعی کنید، کمترین مزاحمت را برای حیوانات و جانوران این منطقه ایجاد کنید. برای مثال حرف زدن با صدای بلند و فریاد کشیدن ممکن است موجب وحشت حیوانات شود و یا پوشیدن لباس‌هایی با رنگ‌های نامناسب می‌تواند همین اثر را داشته باشد.

همچنین ریختن زباله‌هایی که بازیافت نمی‌شوند ممکن است جان این موجودات با ارزش را که می‌توانند منبع درآمدی برای منطقه و کشور باشند به خطر اندازد. بنابراین چه خوب است که تا جای ممکن به زیستگاه آنان احترام بگذاریم.

حیات‌وحش منطقه حفاظت شده خارتوران

در اینجا به اختصار در مورد برخی از جانورانی که در این منطقه زیست می‌کنند می‌پردازیم، با شناخت عادات و روحیات این جانوران، قادر خواهید بود آن‌ها را راحت‌تر شناسایی کنید و حتی از دیدن کوچک‌ترین موجود زنده اطراف خود، لذت ببرید. در کل از جانوران این منطقه می‌توان به جبیر، آهو، گوسفند وحشی، پازن، گورخر، یوزپلنگ، پلنگ، گربه وحشی، هوبره، زاغ بور، پرندگان شکاری، بزمجه و کاراکال اشاره کرد.

یوز ایرانی: با نام علمی Acinonyx jubatus venaticus. مهمترین جانداری که در این منطقه زیست می‌کند، یوزپلنگ ایرانی یا آسیایی است که در حال حاضر تنها در ایران زندگی می‌کند، به شدت در معرض انقراض قرار دارد و گفته می‌شود که کمتر از ۲۰ قلاده از این گربه‌سان باقی مانده است. البته دیدن این موجود دوست‌داشتنی در طبیعت این منطقه بسیار دشوار است و حتی ممکن است ماه‌ها و سال‌ها زمان ببرد.

از ویژگی‌های ظاهری آن می‌توان به خط اشک که خط سیاهی است از گوشه داخلی چشم تا گوشه دهان اشاره کرد که باعث دید بهتر جانور زیر تابش شدید خورشید می‌شود. یوزپلنگ تنها گربه‌سانی است که از دور شباهت زیادی به سگ‌سانان دارد. بسیاری آن را با پلنگ اشتباه می‌گیرند اما خال‌های یوزپلنگ بر خلاف پلنگ، سیاه و توپُر است و سر آن نیز کوچک‌تر است.

یوزپلنگ ایرانی

این گربه‌سان، بیشتر شب‌فعال است و با استفاده از بینائی قدرتمندش از فاصله دو کیلومتری می‌تواند حرکت دم یک آهو را تشخیص دهد. سریع‌ترین دونده جهان است و سرعتش تا ۱۱۰ کیلومتر در ساعت هم می‌رسد. از دلایل کم شدن تعداد این حیوان می‌توان به شکار توسط سگ گله، چوپان‌ها و همینطور تصادف در جاده‌ها اشاره کرد. همچنین این حیوان زیبا، مرده‌خواری نمی‌کند و در اسارت هم به سختی تولید مثل می‌کند.

 

زاغ بور: با نام علمی Podoces Pleskei که هر ساله، گردشگران زیادی را از سرتاسر دنیا به خود جلب می‌کند. اما دیدن آن راحت نیست و چه بسا بازدیدکنندگانی که فقط برای دیدن این پرنده زیبا به این منطقه پا گذاشته‌اند و دست از پا درازتر به کشور خود بازگشته‏اند. زاغ بور از خانواده کلاغ‌هاست و به خصوص در مکان‌هایی با گیاه قیچ، بیشتر دیده می‌شود. ۲۴ سانتی متر طول دارد، رنگ بدن نخودی-قهوه‌ای، بال‌ها و دم تیره رنگ است و لکه سیاهی در سینه آن دیده می‌شود. منقار این پرنده نیز تیره و باریک است. به علاوه، روی درختچه‌ها لانه می‌سازد و در هنگام فرار روی زمین و لابلای بوته‌ها می‌دود.

زاغ بور

کاراکال: با نام علمی Caracal caracal. خیلی از افراد نمی‌دانند که چنین گربه‌سان زیبایی در ایران زندگی می‌کند و البته دیدن آن به این راحتی نیست. جثه کاراکال بزرگتر از گربه اهلی، پاها بلندتر از دست‌هاست، و زیر بدن، چانه و گلویش سفید است. همچنین بالای چشم و پشت گوشش هم سیاه رنگ است. کاراکال اغلب شبگرد است، اما در زمستان روزها نیز به شکار می‌رود. در زیر بوته‌ها، شکاف سنگ‌ها و حفره‌های طبیعی لانه می‌سازد و به صورت انفرادی زندگی می‌کند و از ویژگی‌های بارز آن این است که به صورت عمودی به هوا می‌پرد. کاراکال در اواسط زمستان جفت‌گیری می‌کند. جالب است بدانید که گاهی آنقدر از دیدن انسان می‌ترسد که تکان نمی‌خورد و می‌توان آن را با دست گرفت.

کاراکال

گور ایرانی: دومین جانوری که احتمال دیدن آن در منطقه خارتوران زیاد است، گور ایرانی است که با نام علمی Equus Onager شناخته می‌شود. این حیوان که حدود ۴۰ سال عمر می‌کند، شباهت زیادی به الاغ دارد ولی از آن بزرگ‌تر است، یال سیاه‌رنگی روی گردن و نوار قهوه‌ای تیره‌ای در پشت دارد که تا دم ادامه می‌یابد. تندتروترین عضو خانواده اسب و الاغ است و معمولا از درمنه تغذیه می‌کند. جفت‌گیری این حیوان در اواخر خرداد است و نرها معمولا قسمتی از دم خود را در جدال برای جفت‌یابی از دست می‌دهند. گورها صبح زود و عصر بیشتر مشاهده می‌شوند و دشمن طبیعی‌شان، پلنگ و گرگ است.

گور ایرانی

جبیر: با نام علمی Gazella Bennettii از خانواده گاوسانان که شبیه آهوست اما تفاوت آن با آهو این است که جبیرهای ماده، شاخ‌های نازک و بلند دارند اما آهوان ماده، شاخ ندارند. شاخ جبیر نر، قوس زیادی ندارد. خمیدگی انتهای شاخ متمایل به جلوست ولی تشخیص سن حیوان از روی گره‌های شاخ ممکن نیست. زیر بدن و کفل‌ها سفید و موهای دم نسبتا بلند و سیاه است. به علاوه، جبیر روزگرد است و به صورت جفت یا دسته‌های کوچک بین ۵ تا ۲۵ حرکت می‌کند. از شتر ترسی ندارد و معمولا در کنار آنها در حال چراست. جفت‌گیری در مناطق گرمسیر، اول پاییز و در مناطق سردسیر اواخر پائیز صورت می‌گیرد  و دشمن طبیعی آن، یوز، کاراکال و گرگ است.

جبیر

کل و بز: با نام علمی Capra aegagrus که در واقع بز وحشی هستند و احتمال دیده شدن آن‌ها در منطقه خارتوران زیاد است. به نام پازن نیز شناخته می‌شوند که طبق گفته‌ها به معنی پا زن و یا پاییز زن است.

کل در واقع نر است و بز ماده. کل‌ها شاخ‌های بلند و شمشیر مانند دارند و بزرگترین شاخ دیده شده از این حیوان ۱۵۲ سانت بوده که در پناهگاه حیات وحش بیستون یافت شده و رکورد جهانی دارد. از نکات جالب در مورد کل‌ها اینکه گره‌های روی شاخ، رشد سالیانه و سن حیوان را نشان می‌دهد و شاخ بزها از کل‌ها بسیار کوتاه‌تر و نازک‌تر است. کل بالغ ریش بلند و سیاه، و بر روی پشت و شانه نوار تیره دارند که در ناحیه سینه پهن می‌شود. روزگرد هستند و گاها شب‌گرد.صبح زود و اوایل غروب بیشتر دیده می‌شوند. کل خوس نیز اصطلاحی است که وقتی کل پیری از گله جدا می‌شود و به انزوا می‌رود تا از مرگ استقبال کند، به آن گفته می‌شود. دشمن طبیعی این حیوان نیز پلنگ، گرگ و یوز است.

مار جعفری: با نام علمی Echis carinatus که از سمی‌ترین افعی‌های ایران است و در صورت احساس خطر به سرعت حمله می‌کند و با روی هم کشیدن فلس‌های سطح جانبی بدن، صدایی همچون پاشیدن آب روی سطح داغ تولید می‌کند. این مار پهلورو است و به صورت حلقه حلقه حرکت می‌کند. زیر یک متر طول دارد و با علامت صلیبی شکل روی سرش شناخته می‌شود. مار جعفری شب‌فعال است.

مار شاخ‌دار: با نام علمی Pseudocerastes persicus که به مراتب آرام است، مهاجم نیست اما در هنگام ترسیدن صدای هیس هیس بلندی تولید می کند. این مار از پهلو و در مسیر مستقیم و مارپیچ حرکت می‌کند و قادر به پایین رفتن عمودی از شن نیست. علت نام‌گذاری آن، زائده شاخ مانندی است که در بالای چشمش قرار گرفته است. مار شاخ‌دار بیش از یک متر طول دارد و شب‌فعال است.

مار شاخدار

کفچه مار یا مار کبری: با نام علمی Naja oxiana که بزرگترین مار سمی در جنوب غرب آسیاست. حدود ۱۶۵ سانتی‌متر طول دارد و در هنگام خطر، ناحیه گردن خود را پهن و قسمت جلو بدن خود را از زمین بلند می‌کند. این مار روزفعال است.

افعی گرزه: با نام علمی Levantine Viper، بزرگترین افعی ایران است و در اکثر نقاط ایران یافت می‌شود. بسیار سمی است و گاهی از درخت بالا می‌رود.

گیاهان منطقه خارتوران

قیچ، درمنه، کاروان کش، کما، باریجه، بنه، اشنان، بادام وحشی، انواع گرامینه و… از گیاهان این منطقه هستند که در اینجا به معرفی برخی از آن‌ها می‌پردازیم.

قیچ: با نام علمی Zygophyllum megacarpum، درختچه‌ای به ارتفاع تا ۱۵۰ سانتی‌متر با گل‌های ریز زرد رنگ است که در مناطق خشک و کویری می‌روید.

پسته کوهی یا بَنه: با نام علمی Pistacia atlantica، درختی خزان‌کننده تا ارتفاع ۹ متر با برگ‌های شانه‌ای تخم‌مرغی یا بیضوی شکل که گل‌های آن به صورت خوشه‌ای به رنگ سبز کم‌رنگ است. میوه آن معطر و دانه آن روغنی و خوراکی است. این گیاه به دلیل استفاده بی‌رویه و نابه‌جا در معرض تهدید و نگرانی است و در مناطق کوهستانی می‌روید.

کما: با نام علمی Ferula sp. که در حدود ۳۰ گونه معطر در کشور دارد و در صنایع مختلف و داروسازی استفاده می‌شود.

عکس‌ها: فرانک پرکمی

منبع: کتاب طبیعت‌گردی با گیاهان ایران نوشته مجید اسکندری، خزندگان و دوزیستان ایران نوشته کامران کمالی، راهنمای صحرایی پستانداران ایران اثر هوشنگ ضیایی

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *