بانجی جامپینگ کیش

بانجی جامپینگ کیش؛ هیجان‌انگیز با چاشنی ترس و دلهره  

بانجی جامپینگ یکی از هیجان‌انگیزترین تفریح‌هایی است که بیشتر افراد ماجراجو، تجربه آن را در کارنامه خود دارند. پرندگان بانجی هر جا بحث یک ورزش‌ یا فعالیت شجاعانه به میان می‌آید، بادی به غبغب انداخته و با افتخار می‌گویند: «من هم از ارتفاع ۴۰، ۴۵ یا ۸۰ متری پریده‌ام.»

حس خوب رهایی، چرخیدن زمین در  ارتفاع دست کم ۴۰ متری زیر پاهای‌تان، پریدن به آغوش آسمان و پس از آن معلق بودن و تاب خوردن میان زمین و آسمان و…. تجربه یک پرش آزاد شجاعانه از ارتفاع ۴۰ تا ۸۰ متری همه و همه در ماجراجویی به نام بانجی جامپینگ خلاصه می‌شود.

باید بگویم که من هم به عنوان یک روزنامه‌نگارِ گریزان از سکون و سکوت زندگی و علاقمند به تجربه هر ورزش و فعالیت هیجان‌انگیزی (البته معقول)، مدت‌ها رویای یک پرش شجاعانه و تجربه حس رهایی میان زمین و آسمان و تاب خوردن‌های جانانه پس از پرش را داشتم؛ اما متاسفانه به دلایلی مانند ممنوعیت پرش بانوان در اماکنی چون توچال و مجموعه ورزشی انقلاب، سرانجام در سفری که به کیش داشتم، موفق شدم رویای پرش آزاد از ارتفاع ۴۰ متری را محقق کنم.

قصد دارم تجربه این پرش را با شما در میان بگذارم. خدا را چه دیدید؟ شاید خواندن این مطلب به افراد ماجراجویی که بارها تا سکوی پرش بانجی جامپینگ رفته و زانوهایشان برای پرش لرزیده است، کمک کند تا یک ماجراجویی هیجا‌ن‌انگیز را تجربه کنند.

رویای بانجی جامپینگ

ترس از بانجی جامپینگ

از ۱۰ سال پیش که همسرم بانجی جامپینگ را تجربه کرد، رویای پریدن همیشه در من زنده بود. دلم می‌خواست من هم شجاعت خود را محک بزنم. می‌دانستم که می‌خواهم بپرم. می‌دانستم که شاید این هیجان‌انگیزترین تجربه زندگی‌ام تا قبل از ۳۷ سالگی باشد. اما این را هم می‌دانستم که میان خواستن و توانستن یک مرز باریک وجود دارد که خواستن‌هایم را به تجربه یا آرزو و رویا تبدیل می‌کند.

در هر حال من با عزمی راسخ، راهی «مجموعه بانجی جامپیک جاذبه» در جزیره کیش شدم. وقتی از پایین به دکل ۴۰ متری نگاه کردم، مردد شدم. اما دل به دریا زدم و برای وزن‌کشی و پر کردن فرم‌های لازم، راهی اتاق مخصوص شدم. حدود نیم ساعت بعد و پس از امضای فرم‌های مختلف، همراه همسرم و چهار پسر و یک دختر دیگر از پله‌ها بالا رفتیم. هر چه بالاتر می‌رفتیم کری‌خوانی پسرها برای هم بیشتر می‌شد. گاهی هم به شوخی و شاید هم به کنایه به ما دخترها می‌گفتند: «هنوز فرصت هست؛ از همین جا برگردید»

پس از حدود ۱۰ دقیقه به ارتفاع ۴۰ متری از زمین رسیدیم. از دیدن آنچه مقابلم بود، نفس در سینه‌ام حبس شد. یک لحظه با خود فکر کردم که واقعا پریدن از این ارتفاع کار من نیست و باید راه رفته را با شرمساری برگردم؛ اما من اهل این حرف‌ها نبودم؛ اهل رها کردن کارها در نیمه راه و گذشتن از هیجان، فقط به خاطر ترس.

لباس بانجی جامپینگلباس پوشیدم و سعی کردم شش دنگ حواسم را بدهم به حرف‌های مربی پرش.
دست‌ها باز، نگاه به آسمان و پرتاب رو به جلو با تمام قدرت…
حرف‌های مربی که تمام شد، نوبت به پریدن پسرها رسید. پسر اولی از پریدن منصرف شد. پسر دومی را هل دادند و پسر سومی و چهارمی را هم همینطور. نوبت به دخترک ۲۰ ساله‌ای رسید که برای پریدن از همه بی‌تاب‌تر بود. پرید و پس از آن صدای جیغ‌های مداوم و کف و سوت حضار پایین دکل.

بانجی جامپینگ کیش

نوبت به من رسید. دوربین گوپرو را روی سینه‌ام محکم کردم. اصرار داشتم به همراه داشتنش؛ نه برای اینکه خاطره بانجی جامپینگم را به رخ دیگران بکشم، می‌خواستم این ویدئو، یک خاطره تصویری ثبت شده باشد، برای منی که سال‌ها رویای پریدن داشتم و نتوانسته بودم. منی که حالا روی سکوی پرش ایستاده و از هیجان می‌لرزیدم.

صدای مربی را می‌شنیدم که می‌گفت: «به پایین نگاه نکن، نمی‌توانی بپری»

گفتم: «می‌خواهم با چشم‌های باز بپرم»

محو زمین و آدم‌هایی که به زور می‌شد صورتشان را دید شده بودم.

آخرین صحبت‌های مربی را به یاد دارم: «آماده‌ای؟ دست‌ها باز! یک، دو، سه…»

دست‌هایم را باز کردم. حس پرنده‌ای را داشتم که برای اولین بار می‌خواهد دل به آسمان بزند. نگاهم را دوختم به آسمان و پریدم.
با چشم‌های کاملا باز و یک هورای بلند از ته دل!

حس پریدن به اعتبار یک کابل‌کشی، غوطه‌وری در هوا و پس از آن معلق بودن بین زمین و آسمان، هیجان‌انگیزترین تجربه من از بانجی جامپینگ بود. شک ندارم اگر باز هم این کار را انجام دهم، هرگز لذت پرش اول را تجربه نخواهم کرد. اما اگر دوباره به کیش بروم، بانجی جامپینگ از برنامه‌های اصلی من خواهد بود.

پس از تجربه بانجی جامپینگ، آن را به خیلی از دوستانم پیشنهاد دادم. اما هر کدام به بهانه‌ای از پریدن خودداری کردند. برخی از دوستانم هم سعی کردند من را از انجام دوباره این کار منصرف کنند. برخی مانند خواهرم راهی جزیره کیش شد، اما در نهایت موفق به پریدن نشد.

کجا و چگونه بانجی جامپینگ کنیم؟

بانجی جامپینگ تهرانبه نظرم برای آدمی که اهل هیجان است، بانجی جامپینگ یک تفریح هیجان‌انگیز و در عین حال شجاعانه به شمار می‌آید. البته به شرطی که نکات ایمنی را رعایت کند. نکاتی چون، اعتماد نکردن به هر مجموعه‌ای با عناوینی چون کلاب، باشگاه تخصصی و… .

پیشنهاد می‌کنم که قبل از اینکه مجموعه‌ای را برای پریدن انتخاب کنید در مورد آن تحقیق کنید.

قبل از پریدن هم به گفته‌های مربی گوش دهید و هر چه گفته مو به مو انجام دهید تا دچار مشکلاتی چون کشیدگی عضلات ران و ساق پا، کمر درد و… نشوید.

اگر به قصد بانجی جامپینگ از خانه خارج می‌شوید، لباس و کفش راحت بپوشید تا هنگام پریدن با مشکل مواجه نشوید. البته خانم‌ها با لباس ویژه‌ای که در اختیارشان قرار می‌گیرد مجاز به پرش هستند.

مجموعه‌ای را انتخاب کنید که دارای کافه شد تا پس از بانجی جامپینگ، پرش شجاعانه‌تان را با یک نوشیدنی یا غذای خوب جشن بگیرید.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + 10 =